کریستوفر نولان و مت دیمون معنای پنهان پایان The Odyssey را شرح دادند
کریستوفر نولان (کارگردان فیلم) و مت دیمون (بازیگر نقش اصلی) در گفتگویی با Vulture از مفهوم واقعی دقایق پایانی فیلم The Odyssey صحبت کردند.
نقطه اوج احساسی فیلم The Odyssey زمانی رقم میخورد که اودیسئوس (با بازی مت دیمون) سرانجام پس از سالها دوباره با همسرش، پنلوپه (با بازی ان هتوی)، دیدار کرد. در همین لحظه، چهره آتنا (با بازی زندیا) نیز دیده میشود؛ مت دیمون درباره این صحنه گفت:
از نظر اودیسئوس آتنا واقعا آنجا حضور دارد. او نمادی از تمام اعمال اودیسئوس است. اکنون آتنا در ذهن اودیسئوس زندگی میکند؛ چیزی شبیه به وجدانش است. ما این صحنه را مانند یک گفتگوی درونی اجرا کردیم. وقتی حقیقت وجودی آتنا آشکار میشود، شما دیگر او را نمیبینید.
کریستوفر نولان نیز توضیح داد:
اگر در شعر اصلی به نحوه تعامل تلماخوس و آتنا نگاه کنید، این احساس به وجود میآید که او در حال فرافکنی است؛ انگار انسانها در چیزها و افراد اطرافشان به دنبال نشانهای از اراده الهی میگردند. این ایده برای انسجام جامعه آن دوران بسیار مهم بود، زیرا در آن دوره، وقتی از خانه خارج میشدید، مستقیماً تحت تأثیر مهربانی و رفتار غریبهها قرار میگرفتید.
اگر به سفری میرفتید که بیشتر از یکی دو روز طول میکشید، باید از افراد ناشناس میخواستید که به شما غذا و لباس بدهند، یا کمکتان کنند. بنابراین جامعه به یک اصل مشترک نیاز داشت؛ اصلی که میگفت: «با تو طوری رفتار میکنم که انگار خدایی هستی که در لباس انسان ظاهر شده، زیرا شاید خدایان مرا بر اساس رفتاری که با تو دارم قضاوت میکنند.» این همان معنا و مفهوم شعر ادیسه است. این روایت تا حدودی به حضور خدایان هم اشاره دارد، اما دائماً میگوید خدایان در قالب انسانها بین ما حضور پیدا میکنند. از نظر من، این مفهوم اصلی داستان بود.
به گفته نولان، حضور آتنا در پایان فیلم صرفاً یک حضور فیزیکی یا رویدادی ماورایی نیست، بلکه بازتابی از باورهای عمیق انسان، مفهوم وجدان، ایمان و این ایده است که انسانها باید با دیگران چنان رفتار کنند که گویی هر فرد میتواند تجسمی از یک خدا باشد؛ مفهومی که ستون اصلی داستان ادیسه و یکی از مهمترین پیامهای این اقتباس سینمایی به شمار میرود.