نقد فیلم Roommates | تینجری قابل قبول
همیشه باور داشتهام که سینما همین فیلمهای ساده و بدون ادعاست که هیچ قصدی جز سرگرمی مخاطب خود ندارند. آثاری که نه برای مخاطب کلاس درس میگذارند و نه قصد دارند مشکل جهان را حل کنند. Roommates فیلمی تینجری و سرگرمکننده است که توانست تا نیم پرده پایانی اثری خوب و قابل قبول باشد. در ادامه نگاهی کامل به این فیلم جدید با بازی دخترِ آدام سندلر خواهیم داشت و آن را از منظر کمدی و درام زیر ذرهبین خواهیم بُرد.

این فیلم درباره دو دانشجوی تازهوارد دانشگاه است که به عنوان هماتاقی در خوابگاه دانشگاه «والتون» کنار هم قرار میگیرند. آنها در ابتدا رابطهای دوستانه دارند، اما بهتدریج اختلافات شخصیتی و سبک زندگیشان باعث شکلگیری تنش و در نهایت یک دشمنی جدی میانشان میشود. برای حل این مشکل آنها با مدیر دانشگاه مشورت میکنند؛ فردی که برای نشان دادن وضعیت پیچیده روابط انسانی، داستانی از گذشته تعریف میکند.
در روایت درونداستانی فیلم، شخصیت «دِوون ویز» دانشجوی خجالتی و منزوی است که در تلاش برای شروعی تازه وارد دانشگاه میشود. او در ابتدا با دختری محبوب و اجتماعی به نام «سلست» هماتاق میشود و رابطهای صمیمی میانشان شکل میگیرد، اما با گذر زمان، سوءتفاهمها، خیانتهای کوچک و رقابتهای پنهان، این دوستی به بحرانی عاطفی تبدیل میشود.
همانطور که میبینید داستان بسیار ساده و به دور از هرگونه پیچیدگی است. فیلم از این جهت فُرمیک است که خودش را کاملا معطوف جهان یک نوجوان کرده است و هیچ دغدغهای جز همین پلات ندارد. جهانی ساده درباره پیدا کردن دوست و اجتماعی شدن در دانشگاه. دقیقا همان دغدغههایی که در عین ساده بودن، برای ما خاورمیانهایها آرزوست.
فیلم در همان نیم پرده اول موفق میشود جهان خود را برای مخاطب تشریح کند و مخاطب نیز میداند که دقیقا با چه نوع فیلمی روبروست. اینجا خبری از آن جنسیت زدگیهای عجیب سینمای امروز نیست. کاراکترهای نوجوان به راستی نوجوان هستند و فیلم فُرم دارد. همین نیم پرده اول روند کاملا طبیعی و سادهای دارد تا زمانی که شخصیت سلست وارد فیلم میشود. دختری جذاب، خوشگذران و به قول خودش رها که تاثیر عمیقی بر روی شخصیت دیگر اصلی یعنی دوون (دختر آدام سندلر) میگذارد. رابطه این دو دقیقا رابطه میان یک درونگرا با یک برونگراست. نکته جالب توجه در فیلمنامه، نوعِ نگارشِ شخصیت سلست است که در ابتدا کمی کلیشهای اما رفته رفته آن بُعد مرموز بودن را نشان میدهد و چون فیلم POV دوون است؛ این کاووش درباره شخصیت او از منظر کاراکتر اصلی، برای مخاطب بسیار جالب و جذاب است. دختر آدام سندلر نیز از بابت کاراکتر بیشک یکی از مهمترین کاراکترهای دنیای تینجری است که دغدغههای بسیار ساده دارد و همین باعث شده تا مخاطب بتواند با او همذاتپندرای کند.

یکی از نقاط قوت فیلم Roommates فیلمنامه بسیار قوی و انسانی آن است. نویسنده در نگارش اثر و در خلق کاراکتر به راستی عملکرد خوبی داشته است. هر شخصیت به صورت منحصر بفردی جذاب است. مثلا سلست شخصیتی رها، عجیب، هوسران و مرموز دارد که نویسنده با اضافه کردنِ مثلا خالکوبی یا عکس مارکس بر روی دیوار، سعی کرده نشانههای این شخصیت را در ذهن و چشم مخاطب بکارد. یا شخصیت دوون دختری به اصطلاح خانگی و امروزی است که خانوادهاش در زندگی او نقش پُر رنگی دارند و همین موضوع کاملا شخصیت او را با سلست متمایز میکند. یا خودِ کاراکترهای خانواده دوون. پدر هم جدی و هم مهربان است. مادر حضور کمرنگی دارد اما حسِ یک مادر واقعی را میدهد. برادر توانسته رابطه خوبی با خواهر داشته باشد و همهچیز در حد کافیست. در حدی که نیاز فیلمنامه است و میبایست چنین میشد. پس اگر هنوز تصمیم خود را برای تماشای این اثر نگرفتهاید، همین بس که بدانید فیلمنامه این اثر در دیدِ منِ علاقهمند به نویسندگی، بسیار جذاب و کامل است.

بحث دیگر و مهمی که مایلم درباره آن بنویسم، تکنیکِ Roommates است. بسیاری از کارگردانان روشنفکرنمای امروزی سعی میکند با نماهای عجیب و غریب، دوربینهای لرزان و غیره فیلم خود را به اصطلاح هنری کنند و همین مورد، حس مخاطب را از بین میبرد. اما در این فیلم، کارگردان به سادگی و راحتی دوربین خود را کار گذاشته است. نماهای ساده که در همان ترم اول سینما یاد میگیریم و همین بسیار بهتر و سینماییتر از کارگردانان مذکور است. نورپردازی، کادربندی، محیط دانشگاه و بازیگران همگی درخدمت فیلمنامه هستند و سعی نکردهاند از همین ژانر (تینجری کمدی ساده) فراتر روند.
بازیگران شاید آنچنان مهم نباشند که درباره هر کدام به اختصاص نوشت اما دو بازیگر اصلی یعنی کلویی ایست (سلست) و سدی سندلر (دوون) عالی هستند. هر دو کاملا درک کردهاند که فیلمنامه چه میخواهد و دقیقا همان را اجرا کردهاند. سلست توانسته آن حسِ دختر رها و هوسران و در عین حال مرموز را اجرا کند. دخترِ آدام سندلر دقیقا همان دختر سادهای است که در فیلمهای تینجری انتظارش را داریم. شیمی میان این دو نیز به عنوان دو شخصیت کاملا متضاد توانسته عالی باشد و همین مورد یکی از دلایل جذابیت فیلم است.
همانطور که در ابتدای مقاله عنوان کردم، این فیلم تا نیم پرده پایانی بسیار قابل قبول و حتی خوب است. اما در نیم پرده پایانی کاملا از آن محیطی که ساخته بود، فاصله میگیرد و آتش زدن دانشگاه و زندانی شدن، به کل فیلم را به بیراهه میکشد. داستان بدون پایان دادن به زندگی کاراکترهایش تمام میشود و مخاطب نمیتواند این همه تغییرات عجیب را در این فضای ساده . آن هم به صورت ناگهانی باور کند. حس میکنم نویسنده اگر این پایانبندی عجیب را به اثر اضافه نمیکرد، این فیلم میتوانست به یکی از خاطرهانگیزترین آثار تینجری تبدیل شود. این حجم از خباثت نیز اصلا نیاز فیلمنامه نبود و تنها رقابتهای کوچک و تنشهای نوجوانانه میتوانست کافی باشد. به هر حال باز جای امیدواری دارد که فیلم تنها ۱۰ دقیقه پایانی را خراب کرد و کلیت فیلم همچنان در دید من مثبت است اما به هر حال نمیشود چشم پوشید که این فیلم قابلیت بسیار زیادی داشت و نتوانست از تمام ظرفیتهای خود استفاده کند.

در نهایت، Roommates از آن دست فیلمهایی است که نه ادعایی دارد و نه تلاشی برای فراتر رفتن از ژانر خودش میکند؛ و شاید همین بزرگترین نقطه قوتش باشد. فیلم میداند در چه محدودهای حرکت میکند و تا زمانی که در همان محدوده باقی میماند، تماشاگر را همراه خود نگه میدارد. جهان ساده و نوجوانانه اثر، با تمام کلیشهها و لحظات آشنا، در بسیاری از دقایقش صادقانه عمل میکند و همین صداقت است که آن را قابل قبول و حتی دوستداشتنی میسازد.
اما مشکل از جایی آغاز میشود که فیلم تصمیم میگیرد از همین سادگی فاصله بگیرد و ناگهان به سمت بحرانهای اغراقشده حرکت کند. گویی فیلمساز در لحظهای تصمیم گرفته وزن بیشتری به روایت بدهد، اما فراموش کرده که این جهان، تحمل چنین سنگینیای را ندارد. نتیجه، پایانی است که به جای جمع کردن داستان، آن را از تعادل خارج میکند.
با این حال، نمیتوان از این نکته گذشت که تجربه کلی فیلم همچنان مثبت است. Roommates اگر در همان مسیر اولیه خود باقی میماند، میتوانست در میان آثار تینجری ساده اما ماندگار قرار بگیرد. اما حتی با این لغزش پایانی هم، همچنان در ذهن میماند؛ نه به عنوان یک اثر بزرگ، بلکه به عنوان فیلمی که بلد بود چطور شروع شود و فقط در لحظهای دیرهنگام، راهش را گم کرد.
نمره نویسنده به فیلم: ۷ از ۱۰
![]()
![]()
![]()
![]()