تجارت

 چرا دوباره جنگ شد؟ ؛ ایران توافق نامه آتش بس را نقض کرد یا آمریکا؟

جهان صنعت نیوز – در توافق‌های مربوط به آتش‌بس و پایان جنگ، هیچ واژه‌ای بی‌اهمیت نیست. هر عبارت، ترتیب جملات و حتی نشانه‌های نگارشی می‌توانند بر نحوه اجرای توافق اثر بگذارند. در شرایطی که میان طرف‌های درگیر اعتماد وجود ندارد، کوچک‌ترین ابهام می‌تواند به اختلاف بر سر تفسیر متن و در نهایت ازسرگیری درگیری‌ها منجر شود. بر همین اساس، متن امضاشده مهم‌ترین مرجع برای تعیین تعهدات واقعی طرفین است؛ زیرا پس از آغاز اختلاف، آنچه مبنای قضاوت قرار می‌گیرد نه نیت مذاکره‌کنندگان، بلکه عباراتی است که در متن نهایی ثبت شده است.

توافقی کوتاه، مبهم و فاقد سازوکارهای اجرایی

فارن پالیسی تأکید می‌کند که متن توافق ایران و آمریکا از همان ابتدا با ضعف‌های جدی روبه‌رو بود. نسخه رسمی انگلیسی توافق تنها اندکی بیش از دو صفحه حجم داشت و در بخش‌های مختلف آن ابهام، چندپهلویی و عبارت‌های نامشخص دیده می‌شد. در حالی که معمولاً توافق‌های مربوط به پایان جنگ پس از ماه‌ها مذاکره و با مشارکت گروهی از متخصصان حقوقی، نظامی و سیاسی تدوین می‌شوند و حتی جزئی‌ترین واژه‌ها بارها مورد بررسی قرار می‌گیرند، این توافق از چنین دقتی برخوردار نبود.

در متن توافق، بسیاری از موضوعات اساسی مانند سازوکار نظارت بر اجرا، شیوه حل اختلاف و نحوه رسیدگی به برداشت‌های متفاوت یا اصلاً پیش‌بینی نشده بود یا تنها به صورت بسیار مختصر به آنها اشاره شده بود. از همین رو، متن توافق بیش از آنکه اختلاف‌ها را حل کند، زمینه شکل‌گیری اختلاف‌های تازه را فراهم کرد.

مهم‌ترین ابهام؛ چه کسی تنگه هرمز را مدیریت می‌کند؟

به باور فارن پالیسی، مهم‌ترین مشکل توافق در بندی قرار داشت که مسئولیت ایران درباره عبور ایمن کشتی‌های تجاری را تعیین می‌کرد. در این بند آمده بود که ایران با «بهترین تلاش خود» برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری ترتیبات لازم را فراهم خواهد کرد. اما متن توافق توضیح نمی‌داد این «ترتیبات» دقیقاً چیست، چگونه اجرا می‌شود، چه محدودیت‌هایی دارد و آیا اجرای آن نیازمند موافقت آمریکا یا سایر کشورهاست یا خیر.

به اعتقاد فارن پالیسی، ایران این عبارت را به گونه‌ای مذاکره کرده بود که بتواند مدیریت عملی تنگه هرمز را در اختیار بگیرد و سپس دقیقاً همین برداشت را مبنای اقدامات خود قرار داد. در مقابل، مذاکره‌کنندگان آمریکایی یا متوجه پیامدهای این عبارت نشدند یا اهمیت آن را نادیده گرفتند و همین موضوع باعث شد دو کشور به طور هم‌زمان برای اعمال کنترل بر تنگه هرمز اقدام کنند.

آیا ایران متن توافق را نقض کرده بود؟

بر اساس تحلیل فارن پالیسی، استدلال ایران مبنی بر اینکه در مراحل اولیه توافق آن را نقض نکرده، از نظر حقوقی کاملاً بی‌پایه نیست. در متن توافق هیچ بندی وجود ندارد که ایران را موظف کند همه کشتی‌های تجاری را بدون محدودیت از تنگه هرمز عبور دهد. تنها تعهد ایران آن است که برای عبور ایمن کشتی‌ها ترتیباتی ایجاد کند.

به همین دلیل، ایران سامانه‌ای را طراحی کرد که بر اساس آن کشتی‌ها باید مجوز عبور دریافت می‌کردند و تنها از مسیرهایی که ایران تعیین کرده بود عبور می‌کردند.هرچند این الزامات با مخالفت آمریکا روبه‌رو شد، اما فارن پالیسی معتقد است صرف وجود چنین مقرراتی، بر اساس متن توافق، الزاماً به معنای نقض آن نبود.‌

حتی در متن توافق، استفاده از زور علیه همه کشتی‌های تجاری نیز به طور مطلق ممنوع نشده بود. توافق تنها استفاده از زور میان ایران و آمریکا را ممنوع کرده بود و درباره نحوه برخورد ایران با کشتی‌های ثالث سکوت داشت.

از این رو، اگر ایران برای اجرای مقررات عبور خود علیه کشتی‌هایی که از مسیرهای مورد تأییدش استفاده نمی‌کردند اقدام کرده باشد، می‌توان استدلال کرد که این اقدامات، دست‌کم بر اساس متن توافق، الزاماً خارج از تعهدات آن نبوده است.

آمریکا چگونه برداشت ایران را تضعیف کرد؟

در مقابل، آمریکا نیز اقداماتی انجام داد که از دید ایران، با روح توافق سازگار نبود. مرکز اطلاعات دریایی تحت رهبری آمریکا بارها به کشتی‌های تجاری توصیه کرد از مسیرهایی غیر از کریدورهای مورد تأیید ایران استفاده کنند.

هم‌زمان، تحریم‌های آمریکا علیه نهادی که ایران برای مدیریت عبور کشتی‌ها ایجاد کرده بود، لغو نشد و حتی هشدار داده شد همکاری با این نهاد می‌تواند افراد و شرکت‌ها را در معرض تحریم قرار دهد.

اگرچه متن توافق این اقدامات را به صراحت ممنوع نکرده بود، اما در عین حال آمریکا را از استفاده از زور علیه قلمرو یا دارایی‌های ایران منع می‌کرد. به اعتقاد فارن پالیسی، حملات بعدی آمریکا به اهداف داخل ایران، از نگاه تهران، نقض آشکار همین تعهد بود.

چرا دو طرف برداشت کاملاً متفاوتی از توافق داشتند؟

فارن پالیسی نتیجه می‌گیرد که کاملاً قابل تصور است رهبران ایران واقعاً باور داشته باشند که به تعهدات خود عمل کرده‌اند و این آمریکا بوده که مفاد اصلی توافق را نادیده گرفته است. اظهارات اولیه دونالد ترامپ که بلافاصله پس از امضای توافق دوباره از تهدید به استفاده از زور سخن گفت نیز این برداشت را در تهران تقویت کرد.در نتیجه، تقریباً همه اقداماتی که ایران از اواخر ژوئن انجام داد، از نگاه رهبران این کشور در چارچوب همان برداشت از توافق قابل توجیه بود.

مذاکره بدون متن دقیق، صلح پایدار نمی‌سازد

برداشت ایران از نحوه اجرای این توافق، بر همه مذاکرات آینده سایه خواهد انداخت. هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که آمریکا یا هر قدرت دیگری بتواند بدون رضایت ایران تنگه هرمز را به طور پایدار باز نگه دارد. در نتیجه، هر راه‌حل باثباتی در نهایت دوباره به میز مذاکره ختم خواهد شد. اما اگر یکی از طرف‌ها به این نتیجه برسد که متن مکتوب توافق ارزش اجرایی ندارد یا می‌تواند به سادگی نادیده گرفته شود، حتی آغاز مذاکرات جدید نیز بسیار دشوار خواهد شد.

بنابراین، مهم‌ترین درس این تجربه آن است که در توافق‌های مربوط به جنگ و صلح، ابهام حقوقی صرفاً یک نقص نگارشی نیست، بلکه می‌تواند به عاملی برای ازسرگیری جنگ تبدیل شود.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا