دولتها در حال نابودی سیستمی برای مبارزه با ایدز هستند که ساختن آن دههها طول کشیده است

دولتها در حال از هم پاشاندن سامانهای هستند که دههها برای مقابله با ایدز ساخته شده بود.
دیوید فورنیش، رئیس بنیاد ایدز التون جان و عضوی از فهرست Pride List 2026 ایندیپندنت، نوشته:
با کاهش کمکها که افراد آسیبپذیر را بیشتر در معرض خطر قرار داده، میراثی که نسلهای پیشین برای آن مبارزه کردند در حال نابودی است.
در سال ۱۹۸۱، وقتی ایدز بدون هیچ نام و درمانی ظهور کرد، دولتها تردید نشان دادند و بسیاری از خانوادهها پسران خود را طرد کردند. گروهی از افراد شاهد مرگ دوستانشان به تعداد وحشتآوری بودند که باید وضعیت اضطراری ملی اعلام میشد، اما در بسیاری از کشورها این رویداد با سکوت مواجه شد. کاری که آن مردان در پاسخ به این سکوت انجام دادند، یکی از کمتوجهترین داستانهای پزشکی مدرن است. آنها بخش عظیمی از زیرساختهای مراقبت سلامت را ساختند که امروز جهان بدیهی میپندارد.
در بیشتر سده بیستم، اگر بیمار بودید، باید بیچون و چرا از دستورات پزشک پیروی میکردید. کارآزماییهای بالینی توسط دانشمندان طراحی میشد، بر اساس جدول زمانی دانشمندان پیش میرفت و به زبان دانشمندان گزارش میشد. اگر در حال مرگ بودید و دارویی وجود داشت که شاید نجاتتان دهد، باید منتظر میماندید.
فعالان ایدز به این وضعیت پایان دادند. در اکتبر ۱۹۸۸، حدود ۱۵۰۰ عضو گروه ائتلاف ایدز برای رهایی از قدرت، به مقر سازمان غذا و داروی آمریکا در مریلند حمله بردند. آنها بیرون از ساختمان روی زمین خوابیدند، خود را به درها زنجیر کردند و تا وقتی تغییری ایجاد نشد، آنجا را ترک نکردند.
آنها استدلال میکردند بیمارانی که در آستانه مرگ هستند نباید برای عقبماندگی بوروکراسی صبر کنند. طی چند ماه، سازمان غذا و دارو متعهد شد که فرایند تأیید دارو را به طرز چشمگیری کوتاه کند. مسیر تأیید سریع که در پی این فشار شکل گرفت و رسماً در سال ۱۹۹۲ آغاز شد، اکنون در حوزههای سرطانشناسی، نورولوژی و بیماریهای نادر استفاده میشود. این دستاورد توسط افرادی به دست آمد که مرگ دوستانشان را نظاره میکردند.
خشم بخشی از ماجرا بود، اما دانش نیز نقش داشت. چون اچآیوی بسیار جدید و ناشناخته بود، بیماران اغلب به اندازه پزشکان، و گاهی بیشتر، اطلاعات داشتند. آنها مجلههای پزشکی را میخواندند، هر کارآزمایی بالینی را بررسی میکردند و سازمانهایی تشکیل میدادند تا یافتههای خود را به اشتراک بگذارند.
آنها خود را به متخصص تبدیل کردند، خواستار دسترسی به درمانهای آزمایشی شدند که سیستم دریغ میکرد، بر حضور خود در کارآزماییها پافشاری کردند، و پای میز مذاکره با دانشمندان نشستند تا با هم درباره نحوه مبارزه با این بیماری تصمیم بگیرند. این تغییر اکنون اساس یک شیوه پزشکی خوب در تمام حوزههای بیماری محسوب میشود. این تغییر بیسروصدا و بدون اجماع به دست نیامد، بلکه توسط مردانی که زمانشان رو به اتمام بود بهاجبار ایجاد شد.
مراقبت جامعهمحور نیز از همین جریان نشأت گرفت. وقتی به دلیل برچسب اجتماعی، بسیاری از مردم از رفتن به بیمارستان هراس داشتند، پاسخ این بود که خودشان به سراغ آنها بروند. این ایده که مردم برای دریافت مراقبت نباید هویت خود را پنهان کنند، در آن زمان انقلابی بود. اکنون این اصل به عنوان یک رویه صحیح پایهای در نظر گرفته میشود. این نظام توسط جوامعی ساخته شد که دولت آنها را رها کرده بود. به همین دلیل دیدن آنچه امروز رخ میدهد بسیار دشوار است.
پیشگیری یکی از مهمترین پیشرفتهای نسل اخیر برای مقابله با اچآیوی است. خودآزمایی و مراقبت دیجیتال محرمانه برای افرادی که در محیطهای خصمانه زندگی میکنند، تفاوت میان دسترسی به مراقبت و نداشتن آن را رقم میزنند. پاسخ به اچآیوی یکی از نوآورانهترین زیستبومهای سلامت عمومی در جهان است که توسط جوامعی ساخته شده که میدانستند شرم و انگ، پیش از خود ویروس، انسان را میکشد. و اکنون دولتها در حال تکهتکه کردن این نظام هستند.
در ایالات متحده، برنامه اضطراری رئیسجمهور برای کمک به ایدز که نجات ۲۶ میلیون جان را در کارنامه دارد، شاهد کاهش ۴۱ درصدی در شروع پیشگیری بوده است. دادههای خود این برنامه نشان میدهد که در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال ۲۰۲۴، ۴/۷ میلیون نفر کمتر از نظر اچآیوی آزمایش شدهاند. دادههایی که نشان میداد کدام جوامع در بالاترین خطر قرار دارند، بیسروصدا از گزارشهای عمومی حذف شدهاند.
ما در برابر ویروس شکست نمیخوریم. ما تصمیم میگیریم که شکست بخوریم. افرادی که این نظام را ساختند، این کار را به شکلی مرتب و با اجازه کسی انجام ندادند. همان تزریق طولانیاثر که میتواند به این معنا باشد که یک فرد هرگز مجبور نباشد به انتقال اچآیوی فکر کند، به این دلیل وجود دارد که فعالان ۴۰ سال پیش اجازه ندادند علم با سرعت خودش حرکت کند. آن نیروی اطلاعرسانی از همتایان که به مرد جوانی دست مییابد که هرگز پایش به درمانگاه باز نمیشود، کاری را انجام میدهد که همان افراد ثابت کردند ضروری است. پرسش امروز این است که آیا دولتها از آنچه ساخته شده محافظت میکنند یا آن را برای سرمایه سیاسی کوتاهمدت از هم میپاشند.
برابری، چیزی جدا از سلامت عمومی نیست. برابری خود سلامت عمومی است. اگر امروز زمین را از دست بدهیم، نه به این دلیل است که نمیدانستیم چه میکنیم، بلکه به این دلیل است که انتخاب کردیم اقدامی نکنیم.



