توافقی تحقیرآمیز اما ضروری با ایران؛ توافق بد بهتر از ادامه جنگ است؟

جهان صنعت نیوز – دونالد ترامپ بار دیگر اعلام کرده ایران «کاملاً شکست خورده» است؛ اما واقعیت میدانی با این ادعا فاصله دارد. با وجود بیش از ۱۰۰ روز بمباران و محاصره از سوی آمریکا و اسرائیل، حکومت ایران نهتنها عقبنشینی نکرده، بلکه جسورتر به نظر میرسد. در همین هفته، ایران یک بالگرد آمریکایی را سرنگون کرد و به همسایگان خلیج فارس و اسرائیل موشک شلیک کرد. این رفتار نشان میدهد تهران گویی عمداً ترامپ را به لغو آتشبس شکننده و بازگشت به جنگ تمامعیار تحریک میکند.
ترامپ اکنون در تنگنایی سهگانه قرار دارد. ایران با تهدید نفتکشها در تنگه هرمز، عرضه جهانی انرژی را تحت فشار گذاشته است. اسرائیل، با وجود مخالفت ترامپ، همچنان لبنان را بمباران میکند. در داخل آمریکا نیز جنگطلبان از او میخواهند اهدافی غیرواقعبینانه را دنبال کند. بنابراین بحران دیر یا زود باید به نقطه تعیینکنندهای برسد، اما جمع کردن پیامدهای جنگی که ترامپ آغاز کرده، ممکن است بسیار بیشتر از انتظار بازارها زمان ببرد. نتیجه فوری این وضعیت، آماده شدن جهان برای قیمتهای بالاتر انرژی است.
ایران؛ سختتر و تهاجمیتر از قبل
وضعیت داخل ایران روشن نیست، اما حملات اخیر نشان میدهد حاکمان کشور ترجیح میدهند خطر بازگشت به جنگ گسترده را بپذیرند، نه اینکه با شروط صلح ترامپ موافقت کنند.
ترامپ نیز تلاش کرده این حملات را کوچک جلوه دهد تا امکان رسیدن به توافق از بین نرود. اما همین مسئله نشان میدهد دست آمریکا برای فشار بیشتر چندان باز نیست. ایران با کنترل تهدیدآمیز بر تنگه هرمز، اهرمی در اختیار دارد که میتواند هر اقدام نظامی گستردهتر را به بحرانی بزرگتر برای بازار انرژی تبدیل کند.
مسئله فقط ایران نیست. اسرائیل نیز مسیر رسیدن به توافق را دشوارتر کرده است. ترامپ برای هموار کردن راه توافق با تهران، از بنیامین نتانیاهو خواسته حملات علیه حزبالله در لبنان را کاهش دهد و حتی بنا بر گزارشها، حمله به بیروت را وتو کرده است. با این حال، اشغال جنوب لبنان از سوی اسرائیل در حال گسترش است.
نتانیاهو در آستانه انتخابات عمومی میخواهد چهرهای سختگیر و مقتدر از خود نشان دهد. همین مسئله تنش در روابط واشنگتن و تلآویو را افزایش داده و تماسهای تلفنی میان دو طرف تند و پرتنش شده است. این اختلاف، برای تهران خبر خوبی است؛ زیرا شکاف میان دشمنان ایران را آشکار میکند.
فشار جنگطلبان و خطر خطای راهبردی
در داخل آمریکا، جنگطلبان خواهان جنگ تمامعیار علیه ایران هستند. آنان پیشنهاد میکنند زیرساختهای نفتی ایران هدف قرار گیرد تا حکومت مجبور شود برنامه تسلیحات هستهای خود را کنار بگذارد، ذخایر اورانیوم غنیشده را تحویل دهد و اجازه دهد عبور و مرور کشتیها از سر گرفته شود.
اکونومیست این تصور را غیرواقعبینانه میداند. دلیل اصلی نیز اهرم ایران در تنگه هرمز است. اگر آمریکا به زیرساختهای نفتی ایران حمله کند، تهران میتواند فشار بر مسیرهای حیاتی انرژی را افزایش دهد. از این منظر، مقاومت ترامپ در برابر فشار جنگطلبان تصمیم درستی ارزیابی شده است.
قیمت نفت با هر خبر تازه دچار نوسان میشود، اما هنوز به سطحی نرسیده که میتوانست در چنین بحرانی تجربه شود. علت این است که چین و سایر واردکنندگان بزرگ انرژی مصرف خود را مدیریت کردهاند، آمریکا و برخی صادرکنندگان دیگر تولید را افزایش دادهاند و چند کشور نیز از ذخایر راهبردی خود استفاده کردهاند.
اما این وضعیت پایدار نیست. تقاضا برای بنزین و سوخت جت معمولاً در تابستان افزایش مییابد و ذخایر بسیاری از کشورها، هرچند نه چین، ممکن است تا پاییز کاهش یابد. پس از آن، فشار انرژی میتواند بسیار شدید شود. در آمریکا نیز رأیدهندگانی که هماکنون ترامپ را مسئول افزایش قیمت بنزین میدانند، ممکن است در انتخابات میاندورهای نوامبر جمهوریخواهان را تنبیه کنند.
توافق بد؛ اما بهتر از جنگ
ترامپ باید با ایران توافق کند. البته این توافق نه میتواند به اندازه وضعیت پیش از جنگ مطلوب باشد و نه به توافق سال ۲۰۱۵ باراک اوباما نزدیک شود؛ توافقی که ترامپ خود آن را کنار گذاشت. بهترین چیزی که او میتواند به دست آورد، توافقی موقت برای بازگشایی تنگه هرمز در برابر تمدید آتشبس است؛ آتشبسی که شاید در صورت خوششانسی به وضعیت دائمی تبدیل شود.
برای رسیدن به چنین توافقی، مشوقهای اقتصادی لازم خواهد بود و تهدید نظامی نیز همچنان باقی میماند. گفتوگو درباره برنامه هستهای ایران باید به زمان دیگری موکول شود. این توافق شکننده و برای یک ابرقدرت تحقیرآمیز خواهد بود، اما از نگاه گزارش، از همه گزینههای ممکن کمتر بد است. جنگ ایران برای آمریکا هزینه سنگینی داشته و اکنون ترامپ، برخلاف ادعاهای پیروزی، ناچار است از میان گزینههای بد، کمهزینهترین را انتخاب کند.



