تجارت

اکونومیست: ایران دیگر از جنگ نمی‌ترسد

جهان صنعت نیوز – آنچه تا چند سال پیش غیرقابل تصور به نظر می‌رسید، اکنون به بخشی از واقعیت روزمره خاورمیانه تبدیل شده است. در یک هفته گذشته، آمریکا و اسرائیل مواضعی در ایران را هدف حمله قرار داده‌اند، ایران یک بالگرد آمریکایی را سرنگون کرده، به اسرائیل موشک شلیک کرده و چند کشور عربی را نیز هدف حملات خود قرار داده است.

اگرچه نوعی آتش‌بس شکننده بیش از دو ماه دوام آورده، اما مذاکرات میان تهران و واشنگتن همچنان در بن‌بست قرار دارد و نقض آتش‌بس نیز به تدریج افزایش یافته است. از نگاه اکونومیست، این وضعیت تنها ناشی از شکست دیپلماسی نیست، بلکه بازتاب تغییر مهمی در رفتار جمهوری اسلامی است؛ تغییری که نشان می‌دهد تهران بیش از گذشته حاضر است تنش‌های کنترل‌شده و حتی خطر بازگشت به جنگ گسترده را تحمل کند.

دونالد ترامپ طی ماه‌های گذشته بارها تأکید کرده بود که ایران به شدت به دنبال توافق است، اما رفتار اخیر تهران تصویری متفاوت ارائه می‌دهد. ایران اکنون ظاهراً آمادگی بیشتری برای پذیرش درگیری‌های محدود دارد و تلاش می‌کند از این طریق امتیاز بیشتری در مذاکرات به دست آورد. با این حال، همین افزایش تمایل به ریسک می‌تواند خود به عامل بی‌ثباتی جدیدی تبدیل شود.

پایان یک سنت قدیمی در سیاست امنیتی ایران؟

اکونومیست معتقد است این تغییر را باید در مقایسه با رفتار تاریخی جمهوری اسلامی فهمید. برای چند دهه، رهبران ایران که تجربه جنگ ویرانگر ایران و عراق را پشت سر گذاشته بودند، تلاش می‌کردند جنگ را از مرزهای کشور دور نگه دارند. به همین دلیل، تهران به جای ورود مستقیم به درگیری‌ها، بر شبکه‌ای از نیروهای نیابتی عرب در منطقه، از جمله حزب‌الله لبنان، تکیه می‌کرد تا بدون پرداخت هزینه مستقیم، نفوذ خود را گسترش دهد.

البته این رویکرد همواره مخالفانی در داخل ساختار قدرت داشت. پس از ترور یکی از فرماندهان ارشد ایرانی به دستور ترامپ در سال ۲۰۲۰، ایران با حمله‌ای از پیش اعلام‌شده به دو پایگاه آمریکایی در عراق پاسخ داد. در آن زمان برخی فرماندهان جوان‌تر معتقد بودند این واکنش بیش از حد محدود بوده و می‌تواند نشانه ضعف تلقی شود. اما دیدگاه آنان پذیرفته نشد.

اکنون، به نوشته اکونومیست، بسیاری از مقاماتی که آن تصمیم را گرفته بودند دیگر در قید حیات نیستند و نسل جدیدی از تصمیم‌گیران در قدرت قرار گرفته‌اند؛ نسلی که پس از شش هفته جنگ مستقیم با آمریکا و اسرائیل، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده است. آنان بر این باورند که ترامپ تمایلی به آغاز دوباره جنگی پرهزینه و نامحبوب ندارد. از همین رو، حملات محدود به نیروهای آمریکایی در خلیج فارس بیش از آنکه یک خطر غیرقابل قبول باشد، به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل شده است.

تغییر نقش حزب‌الله در راهبرد منطقه‌ای ایران

شاید مهم‌ترین نشانه تحول در دکترین امنیتی ایران را بتوان در لبنان مشاهده کرد. برای سال‌ها، حزب‌الله به عنوان سپر دفاعی جمهوری اسلامی تعریف می‌شد؛ نیرویی که در صورت حمله اسرائیل به ایران، با موشک‌ها و نیروهای خود جبهه‌ای جدید علیه اسرائیل می‌گشود.

اما اکنون به نظر می‌رسد این رابطه تا حدی معکوس شده است. به جای آنکه حزب‌الله از ایران محافظت کند، ایران تلاش می‌کند از حزب‌الله محافظت کند. این تغییر، از نگاه اکونومیست، در کوتاه‌مدت کار آمریکا و اسرائیل را دشوارتر می‌کند، زیرا اختلاف منافع میان واشنگتن و تل‌آویو را برجسته‌تر می‌سازد.

ترامپ به دنبال دستیابی به توافق با ایران است، در حالی که بنیامین نتانیاهو همچنان مایل به ادامه عملیات نظامی در لبنان است. همین اختلاف می‌تواند فضای مانور بیشتری در اختیار تهران قرار دهد.

آیا ایران واقعاً به بازدارندگی دست یافته است؟

حامیان جمهوری اسلامی این تحولات را نشانه شکل‌گیری توازن قدرت جدیدی در خاورمیانه می‌دانند؛ وضعیتی که در آن ایران قادر است اسرائیل را از حمله به متحدان خود بازدارد. اما اکونومیست این برداشت را اغراق‌آمیز می‌داند. به اعتقاد این نشریه، مفهوم «بازدارندگی» در سیاست خارجی اغلب به اشتباه استفاده می‌شود. بازدارندگی زمانی محقق می‌شود که طرف مقابل به دلیل هزینه‌های بالا از انجام یک اقدام منصرف شود. اما آنچه در روزهای اخیر رخ داده، با این تعریف سازگار نیست.

ایران به اسرائیل هشدار داده بود که حمله به بیروت با پاسخ مواجه خواهد شد. با این حال اسرائیل حمله خود را انجام داد. ایران نیز به تهدید خود عمل کرد و موشک‌هایی را به سمت اسرائیل شلیک کرد، اما این حملات خسارت جدی ایجاد نکردند. حتی اگر این محدودیت عمدی بوده باشد تا آتش‌بس کاملاً فرو نپاشد، نتیجه نهایی چندان به سود ایران نبود.

آمریکا؛ هدف اصلی فشارهای ایران

اگر ایران در برابر اسرائیل موفقیت محدودی داشته، اکونومیست معتقد است در تغییر رفتار آمریکا تا حدی موفق‌تر عمل کرده است. بستن تنگه هرمز و شلیک هزاران موشک و پهپاد به کشورهای خلیج فارس از جمله عواملی بود که ترامپ را به پذیرش آتش‌بس سوق داد.

از آن زمان، تهران در حال حرکت بر لبه تیغ بوده است. هدف ایران این است که به اندازه‌ای فشار وارد کند که واشنگتن برای رسیدن به توافق امتیاز بدهد، اما نه آن‌قدر که ترامپ مسیر دیپلماسی را به طور کامل کنار بگذارد.

نمونه این وضعیت در سرنگونی یک بالگرد آپاچی آمریکایی دیده شد. واکنش ترامپ حمله به سامانه‌های پدافندی ایران بود. پس از آن نیز ایران بار دیگر پایگاه‌های آمریکا در بحرین و کویت را هدف قرار داد.

رئیس‌جمهور آمریکا روز بعد در شبکه‌های اجتماعی با لحنی خشمگین از ایران انتقاد کرد و همان شب دستور حملات جدیدی را صادر کرد. اکونومیست این روند را چرخه‌ای خطرناک توصیف می‌کند. ایران می‌خواهد هزینه بن‌بست مذاکرات را به آمریکا یادآوری کند، اما این فشارها لزوماً ترامپ را به عقب‌نشینی وادار نمی‌کنند. در عین حال، اگر در یکی از این حملات تلفات انسانی قابل توجهی به نیروهای آمریکایی وارد شود، احتمال بازگشت به جنگ تمام‌عیار افزایش خواهد یافت.

جمع‌بندی اکونومیست این است که جمهوری اسلامی نسبت به توانایی‌های خود اعتماد بیشتری پیدا کرده، اما این توانایی‌ها همچنان محدود هستند. تنگه هرمز عملاً بسته است و ترامپ تا زمانی که قیمت نفت از حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر نرود، حساسیت کمتری به این موضوع نشان می‌دهد. ایران نیز نمی‌تواند حملات گسترده علیه همسایگان عرب خود را از سر بگیرد، زیرا چنین اقدامی آتش‌بس را از بین خواهد برد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا