تجارت

ایران خود را آماده یک جنگ بلندمدت می‌کند؟ ؛ جنگ برای مذاکره، نه مذاکره برای جنگ

جهان صنعت نیوز – پس از پایان مرحله نخست جنگ، ایران و آمریکا با امضای یک تفاهم‌نامه، درگیری‌ها را متوقف کردند. اگرچه متن این توافق ابهام‌هایی داشت، اما مشکل اصلی آن از نگاه علی واعظ، ابهام حقوقی نبود، بلکه این واقعیت بود که توافق بر پایه توازن قدرتی شکل گرفته بود که هیچ‌یک از دو طرف قصد نداشت آن را برای مدت طولانی حفظ کند.

آمریکا جنگ را با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی یا دست‌کم وادار کردن ایران به پذیرش محدودیت‌های گسترده در برنامه هسته‌ای و نقش منطقه‌ای آن آغاز کرده بود. اما در پایان مرحله نخست درگیری، ایران توانست نفوذ خود بر تنگه هرمز را حفظ کند؛ وضعیتی که واشنگتن را به پذیرش توافق آتش‌بس وادار کرد.

از دید رهبران ایران، این توافق به معنای پایان بحران نبود، بلکه فرصتی بود که آمریکا برای کاهش فشار بر اقتصاد جهانی و آماده شدن برای دور بعدی جنگ به دست آورده است. همین برداشت باعث شد تهران از همان ابتدا نسبت به دوام توافق خوش‌بین نباشد.

چرا تهران به توافق اعتماد نکرد؟

به باور رهبران ایران، مجموعه‌ای از اقدامات آمریکا نشان می‌داد که واشنگتن در حال تغییر تدریجی شرایط پس از آتش‌بس است. آزاد نشدن دارایی‌های مسدودشده ایران، توافق میان اسرائیل و لبنان بدون در نظر گرفتن خواسته‌های تهران، افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و تشویق کشتی‌های تجاری به نادیده گرفتن دستورالعمل‌های ایران درباره عبور از تنگه هرمز، همگی در تهران به عنوان نشانه‌هایی از این روند تلقی شدند. در برخی موارد، کشتی‌ها نیز به جای مسیرهای مورد نظر ایران، از مسیرهای نزدیک به سواحل عمان عبور کردند؛ اقدامی که از نگاه تهران، تلاشی برای تضعیف ادعای ایران بر کنترل تنگه هرمز بود.

هر یک از این اقدامات به تنهایی شاید نقض آشکار توافق محسوب نمی‌شد، اما در مجموع این تصور را در ایران تقویت کرد که آمریکا در حال از بین بردن مهم‌ترین دستاورد راهبردی تهران پس از جنگ است. رهبران ایران معتقدند اگر کنترل مؤثر خود بر این گذرگاه راهبردی را از دست بدهند، دیگر ابزار قابل توجهی برای تأثیرگذاری بر مذاکرات بعدی نخواهند داشت. از همین رو، حفظ توانایی کنترل تردد در تنگه هرمز تنها یک مسئله نظامی نیست، بلکه بخشی از راهبرد ایران برای وادار کردن آمریکا به اجرای هرگونه توافق احتمالی آینده نیز محسوب می‌شود. به باور تهران، اگر این اهرم از میان برود، آمریکا در آینده نیز می‌تواند بدون پرداخت هزینه، از اجرای تعهدات خود فاصله بگیرد.

چرا ایران راه تشدید تنش را انتخاب کرد؟

رهبران ایران به این نتیجه رسیده‌اند که هرگونه خویشتنداری، آمریکا را به اعمال فشار بیشتر تشویق خواهد کرد. در نتیجه، آنها معتقدند تنها راه وادار کردن واشنگتن به مذاکره جدی، افزایش هزینه‌های جنگ برای آمریکاست؛ به گونه‌ای که ادامه درگیری از نظر سیاسی، اقتصادی و امنیتی برای آمریکا دشوارتر از پذیرش یک توافق جدید باشد. در همین چارچوب، ایران تصمیم گرفت با حمله به دو نفتکش نزدیک سواحل عمان، مانع اجرای برنامه آمریکا برای بازگشایی کامل تنگه هرمز شود.

این اقدام، پاسخ نظامی گسترده آمریکا را در پی داشت. واشنگتن حملات وسیعی را علیه پایگاه‌های موشکی و پهپادی ایران در سواحل خلیج فارس و همچنین زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی این کشور آغاز کرد تا هزینه مقاومت ایران را افزایش دهد.

تهران خود را برای جنگ آماده کرده بود

آغاز دوباره جنگ برای ایران غافلگیرکننده نبود. اگرچه درگیری‌ها زودتر از انتظار از سر گرفته شد، اما رهبران ایران معتقدند اگر جنگ اجتناب‌ناپذیر باشد، بهتر است پیش از آنکه آمریکا فرصت بازیابی کامل توان نظامی خود و بازسازی ذخایر راهبردی و پیش از آنکه اقتصاد جهانی از شوک انرژی و اختلال زنجیره تأمین عبور کند، آغاز شود.

بر همین اساس، ایران راهبردی دوگانه را دنبال خواهد کرد. از یک سو، تلاش می‌کند فشار نظامی آمریکا را تحمل کند و از سوی دیگر، حملات خود علیه اهداف نظامی آمریکا و همچنین زیرساخت‌های انرژی و غیرنظامی در کشورهای حاشیه خلیج فارس را افزایش دهد تا نشان دهد دامنه جنگ تنها به سطحی که واشنگتن تعیین می‌کند محدود نخواهد ماند.

در همین حال، ایران آماده است فشار اقتصادی ناشی از محاصره دریایی آمریکا را نیز تحمل کند؛ زیرا معتقد است بستن تنگه هرمز و حتی در صورت لزوم گسترش بحران به باب‌المندب و دریای سرخ، فشار اقتصادی بیشتری بر اقتصاد جهانی وارد خواهد کرد و در نهایت آمریکا را به عقب‌نشینی وادار می‌کند.

جنگ به عنوان ابزاری برای مذاکره

ممکن است رهبران ایران توانایی خود را در اجرای این راهبرد بیش از اندازه برآورد کرده باشند، اما تجربه مرحله نخست جنگ آنها را به این نتیجه رسانده که افزایش تنش، دست‌کم تاکنون، موقعیت ایران را در مذاکرات تقویت کرده است. از نگاه آنان، ادامه جنگ نه هدف نهایی، بلکه ابزاری برای وادار کردن آمریکا به پذیرش مذاکراتی است که علاوه بر موضوع هسته‌ای، امنیت و رفع فشارهای اقتصادی را نیز در بر گیرد. به همین دلیل، جمهوری اسلامی این درگیری را صرفاً یک نبرد نظامی نمی‌داند، بلکه آن را نبردی برای تعیین موقعیت ایران در هرگونه توافق آینده تلقی می‌کند.

علی واعظ نتیجه می‌گیرد که جمهوری اسلامی خود را در یک نبرد سرنوشت‌ساز می‌بیند. برآورد رهبران ایران آن است که آمادگی بیشتر برای تحمل هزینه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی نسبت به آمریکا، در بلندمدت به یک مزیت راهبردی تبدیل خواهد شد. بر همین اساس، تهران امیدوار است هرچه جنگ طولانی‌تر شود، فشارهای ناشی از افزایش قیمت انرژی، اختلال تجارت جهانی و هزینه‌های نظامی، آمریکا را بیش از ایران به سمت پذیرش یک توافق جدید سوق دهد.

در این چارچوب، ایران جنگ را نه صرفاً میدان رویارویی نظامی، بلکه ابزاری برای تغییر موازنه قدرت در مذاکرات آینده می‌داند؛ مذاکراتی که از نگاه رهبران این کشور، تنها در صورتی می‌تواند به نتیجه مطلوب برسد که تهران همچنان اهرم‌های فشار خود، به‌ویژه در تنگه هرمز، را حفظ کرده باشد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا