نقد و بررسی بازی ۰۰۷ First Light
به عنوان یکی از طرفداران پروپاقرص نسلهای مختلف فیلمهای سینمایی James Bond، بازیهای ویدیویی این شخصیت، همیشه از جمله آثاری بودند که از تجربهی آنها لذت میبردم. در حالی که ۰۰۷ با دنیای بازیهای ویدیویی غریبه نیست و آثار تعاملی بسیاری از آن در طول نسلهای مختلف وجود داشتهاند، اما این آثار هرگز به طور کامل سعی نکرده بودند ابعاد مختلف این کاراکتر را به نمایش بگذارند. زمانی که سالها پیش مشخص شد IOI روی بازی بعد ۰۰۷ کار میکند، شخصا میدانستم قرار است با یک اثر چند لایه، چند شاخه و بسیار مرتعش در ابعاد گیمپلی روبهرو باشیم اما از طرف دیگر، از آن جایی که قرار بود یک روایت تازه و اورجینال باشد، کمی در قبال داستان نامطمئن بودم.
حال پس از تجربهی کامل First Light میتوانم با قاطعیت بگویم، ما نه تنها با بهترین اثر ۰۰۷ بلکه با یکی از برترین آثار اکشن ادونچر سالیان اخیر مواجه هستیم.
اولین نور در تاریکی مطلق

روایت در آثار ۰۰۷ همیشه بخش سینوسی بوده است؛ برخی آثار همچون Quantum of Solace یا Bloodstone تا حد زیادی روایتگر داستان فیلمهایی بودند که از آنها اقتباس میشدند در حالی که نسخههایی همچون Legends یا Golden Eye (2010) اقتباسهایی چندگانه از بودند و در طرف دیگر عناوینی همچون Everything or Nothing دنبالهای برای یکی از فیلمهای James Bond به حساب میآیند. بنابراین میتوان گفت First Light تقریبا در بسیاری از بخشهای روایی اولین اثر کاملا اورجینال فرنچایز محسوب میشود که لزوما تحت پرچم یک فیلم یا دوران سینمایی خاصی از این شخصیت قرار نمیگیرد.
همین مسئله باعث شده است که First Light بتواند به راستی یک روایت اورجینال با نامها و حسوحال آشنا اما سازوکار متفاوت خلق کند که حقیقتا به شدت سرگرم کننده و گیراست. مقدمه قدرتمند بازی شما را در نقش James Bond جوان، پیش از ورود به دنیای جاسوسی MI6 و در حالی به تصویر میکشد که در حال خدمت در بخش هوانوردی دریایی نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا بوده و تیم او طی اعزام به Iceland، مورد تهاجم دشمن قرار میگیرد.
پس از سقوط هلیکوپترهای نیروی هوایی، نظارت ماموریت از ارتش گرفته شده و به MI6 منتقل میشود و در همین راستا تنها بازماندهی تیم یعنی James با راهنماییهای هندلر این سازمان، به یک پایگاه تحقیقاتی ورود میکند که توسط تیمی از مزدوران مورد حمله قرار گرفته است. در این شرایط James با سرپیچی از دستورات تصمیم به نجات دادن گروگانها گرفته و به منظور جلوگیری از دستیابی دشمن به هدفشان، کل پایگاه را به کلی نابود میکند.

در طول این مقدمه چیزی که بازی به خوبی به مخاطب خود نشان میدهد، توانایی James Bond در مدیریت بحران و البته ذات سرکش اوست که البته به عنوان یک ورژن بسیار جوانتر از او، به طور همزمان خام بودن او در مورد اول و سرکشی بیش از حد او در مورد دوم از جمله موارد مورد تاکید در این مقدمست. در راستای اتمام موفقیت آمیز این ماموریت، M که مدیریت سازمان MI6 را بر عهده دارد، با دیدن همین خصوصیات خاص Bond، تصمیم میگیرد که او را به عنوان یک جاسوس وارد برنامه تعلیم ماموران ۰۰ بکند.
در اینجاست که مسیر James برای تبدیل شدن به مامور ۰۰۷ آغاز میشود. اما توجه داشته باشید که First Light همانطور که از نامش پیداست قصد روایت دقیق این روند را دارد بنابراین شما بیشتر از آنکه در این نسخه با مامور ۰۰۷ سروکار داشته باشید، فرصت آشنایی بیشتر با James Bond، به عنوان یک کاراکتر مستقل را خواهید داشت. همین خصوصیت به نظرم یکی از قدرتمندترین ابعاد روایی این بازی محسوب میشود چرا که فیلمهای این کاراکتر لزوما زمان کافی برای ارائهی یک پیشدرآمد عمیق را نداشتند.
اما First Light خلق پیشدرآمدی درگیر کننده، جذاب، هیجان انگیز و دراماتیک را رسالت خود قرار داده و در ارائهی آن عالی عمل میکند. چیزی که در طول تجربهی این اثر بیشک آن را احساس خواهید کرد، بازسازی هنرمندانه حسوحال و نحوه ارائهای است که در فیلمهای این کاراکتر نیز شاهدش هستیم. کارگردانی بازی به راستی تحسین برانگیز است و برخلاف بسیاری از آثار سینماتیک مدرن که بعضا یادشان میرود یک بازی ویدیویی هستند و نه یک فیلم صرف، این بازی یک رابطهی رفت و برگشت بسیار پویا بین ابعاد تعاملی و روایی خود دارد. هرچند که لزوما در این بخش بینقص عمل نمیکند اما همچنان تعامل بسیار خوبی بین این دو بخش وجود دارد.

کاراکترهای اصلی بازی از جمله Moneypenny، M، Greenway و مخصوصا James همگی حضور قدرتمندی روی صفحه دارند و از همین رو روایت بازی به هیچ عنوان یکنواخت نمیشود. Patrick Gibson عملکرد فوقالعادهای را در ارائهی یک ورژن جوان از James Bond به نمایش میگذارد و به راستی در خلق یک کاراکتر چند بُعدی و گیرا موفق ظاهر میشود. این ورژن از Bond همچون پکیجی از برجستهترین خصوصیات این کاراکتر در طول دوران سینمایی خود است؛ از لحن شوخ و محبوبیت او بین خانومها همچون Roger Moore گرفته تا چرب زبانی و مهارتهای مخفیکاری Pierce Brosnan و توانایی بالای مبارزه و تیراندازی برجستهی Daniel Craig.
صداپیشگان نیز یکی از محرکهای برجسته در کیفیت ارائهی روایی First Light به شمار میآیند که همگی به شکلی عالی کاراکترهای خود را به تصویر کشیده و آنها را به پلیر معرفی میکنند. در واقع بخش روایی First Light یک پکیج کامل از هر آن چیزی است که من و شما را به ۰۰۷ علاقهمند کرده است.
اما در کنار ادای احترام به تاریخچهی این کاراکتر، این بازی سعی میکند رویکردهای خاص خود را پیشه کرده و ورژنی اورجینال از این کاراکتر خلق کند که به راستی میتواند در کنار تمامی ورژنهای دیگر استوار بایستد. شما به عنوان پلیر در طول این بازی شاهد رشد James و شکلگیری ۰۰۷ خواهید بود؛ از دشواریها و چالشهایی که پشت سر میگذارد تا اشتباهاتی که میکند همگی ابعادی هستند که این بازی به آنها میپردازد.
لازم به ذکر است که تعلیق روایی ممکن است کمی کند جلوه کند اما این مسئله به لطف آرکبندیهای مختلف، شخصیتپردازیهای مطلوب، صداپیشگیهای عالی و یک روند پر جنب و جوش و دراماتیک باعث شده First Light هر آن چیزی که یک بازی اکشن به عنوان مکمل برای گیمپلی خود نیاز دارد را در خود داشته باشد.
تجربهی یک جیمز باند واقعی

نمایشهای گیمپلی این عنوان از همان ابتدا بسیار جذاب به نظر میرسیدند. اما از آن جایی که استودیوی IOI به واسطهی فرنچایز Hitman، تا امروز بیشتر مهارتهای خود را در خلق آثار مخفیکاری به نمایش گذاشته بود، این نگرانی وجود داشت که آیا این استودیو توانایی خلق یک تجربهی اکشن درخور برای James Bond را دارد یا خیر؟
پس از تجربهی بازی باید بگویم حقیقتا این بازی بسیار فراتر از چیزی ظاهر شد که انتظارش را داشتم! شخصا انتظار داشتم که IO Interactive یک اثر استاندارد سوم شخص شوتر بر پایهی کاورگیری در سناریوهای اکشن خلق کند اما تجربهی نهایی بیشتر از آنکه شما را به کاورگیری تشویق کند، از شما میخواهد هرطور که بیشتر لذت میبرید بازی کنید و این کار را به ارائهی مکانیزمهای متعدد، یکپارچه و ساختارمند انجام میدهد.
اما بگذارید پیش از پرداختن به سناریوهای اکشن، اول از روند عادی گیمپلی صحبت کنیم که در نهایت به این سناریوها ختم میشود. IO Interactive سعی کرده است روندی خلق کند که به شما حس واقعی حضور در یکی از فیلمهای ۰۰۷ را منتقل میکند از همین رو ابعاد ویدیوگیمی بازی را کمی ساختارمندتر کرده و در واقع جهتدهی کرده است. یکی از بزرگترین تفاوتهای این بازی با دیگر عناوین ژانر، ساختارشکنی در یکی از کلیشههای بزرگ بازیهای اکشن/مخفیکاری است که به لطف ماهیت James Bond میسر شده است.

در اکثریت آثار این چنینی، زمانی که شما در مخفیکاری شکست میخورید، دشمنان سریعا از حضور شما با خبر میشوند و از همین رو شما مجبور هستید اسلحهی خود را در بیاورید و همهی دشمنان را از بین ببرید اما در First Light این رویکرد دستخوش تغییرات مهمی شده. هر ماموریتی که James در طول داستان به آن فرستاده میشود به راستی یک آزمون مهم برای او و مهارتهایش بوده و از همین رو قرار نیست هر سناریویی به یک تیراندازی بزرگ تبدیل شود. همین مسئله باعث شده دیگر ابعاد این کاراکتر بیشتر زیر نور توجه قرار بگیرند.
سازندگان به منظور توجیه این کار، سیستم License to Kill را معرفی کردهاند که در واقع بیشتر از آن که یک سازوکار مکانیکال باشد، یک اعلان برای تغییر حالت بازی است. به واسطهی این مسئله، James تا زمانی که مجوز قتل را از طرف MI6 دریافت نکند نمیتواند هر وقت که بخواهد کشتار جمعی راه انداخته و ماموریت را به خطر بیاندازد. همین مسئله باعث میشود روند گیمپلی پلیر را به استفاده از المانهای مخفیکاری، تواناییهای دیپلماتیک و استفاده از مسیرها، ابزار و راههای مختلف برای پیشروی در ماموریت و جمعآوری اطلاعات استفاده کند.
بنابراین میتوان گفت در حالی که IO Interactive سناریوهای اکشن را مدیریت میکند اما در طرف مقابل راههای متنوعی برای پیشروی در بازی ارائه میدهد. این رویکرد به سینماتیکتر شدن تجربه نیز میافزاید بدون آنکه لزوما تمامی این وزن را روی کاتسینهای خارج از کنترل پلیر بگذارد. در طول هر ماموریت شما در نقش Bond به محیطی ورود کرده و با توجه به هدف خود، باید با آن محیط آشنا شوید و به روشهای مختلف به جمعآوری اطلاعات بپردازید، درست همانطور که مامور ۰۰۷ عمل میکند. در واقع میتوان گفت این بُعد از گیمپلی در کلیات تا مشابه به سازوکار عناوین Hitman است با این تفاوت که برای James Bond شخصیسازی شده است.

در این نقاط از بازی مخفیکاری و استفاده از گجتهای مختلف از اهمیت بالایی برخوردار است در حالی که مهارتهای Bond در صحبت و رویکردهای دیپلماتیک نیز میتواند بسیار کارآمد باشد. به عنوان مثال اگر شما به محیطی وارد شوید که از دسترس عموم خارج است، در صورت دیده شدن شما توسط عوامل حاضر در محیط بلافاصله بازی Game Over نمیشود و یا کل دشمنان داخل محیط تصمیم به تعقیب و کشتن شما نمیگیرند. در این مواقع شما امکان استفاده از مکانیزمهای مکالمه محور همچون “Bluff”، “Comply” یا در برخی مواقع “Fake Surrender” را خواهید داشت.
مورد اول باعث میشود James با قبول اخطار از محیط خارج شود، مورد دوم همانطور که از نامش پیداست موجب میشود Bond با مهارتهای صحبت خود یک داستان غیرواقعی خلق کند و در واقع بلوف بزند که باعث میشود به مدت محدودی در نگاه افرادی که در آن اطراف بودند و صحبتهای شما را شنیدند بیخطر جلوه کنید و بتوانید بدون مشکوک شدنشان در محیط جابهجا شوید. مورد آخر نیز عموما در سناریوهایی که مجوز قتل وجود دارد فعال میشود و به پلیر اجازه میدهد وانمود کند که تسلیم شده است و در لحظهای که دشمن به شما نزدیک میشود، او را از پا درآورید.
این بخش یکی از جذابترین ابعاد گیمپلی در نگاه من محسوب میشود که با ظرافت کامل، خصوصیات کمتر پرداخته شده ۰۰۷ در بازیهایش را در ابعاد مکانیکال به کار میگیرد و همچنین به طور کلی راههای تازه و متفاوت برای مخفیکاری معرفی میکند. لازم به ذکر است که تنها برای رویکرد بلوف، تعداد بسیار زیادی دیالوگ متنوع و متفاوت ضبط شده است و با توجه به شرایط و محیط این دیالوگها متفاوت خواهند بود که حقیقتا به شدت تحسین برانگیز بوده و نشان میدهد تیم سازنده تا چه حد به پیادهسازی تمام و کمال ایدهی خود پایبند بودهاند.

اما James Bond تنها با گجتهای خاص جاسوسی خود کامل میشود و این بازی نیز به نوبهی خود از تنوع مطلوبی در این بخش برخوردار است. در این تجربه چهار اسلات مختلف به منظور انتخاب گجتها به شما ارائه میشود که البته یکی از آنها تا حدود نیمی از بازی در دسترس نیست و یکی دیگر از آنها نیز متعلق به Q-Watch است که در واقع گجت اصلی James به شمار میآید. دو اسلات دیگر بین چندین گجت مختلف که بر پایهی مواد شیمیایی و باطری هستند تقسیم شده است.
در طول تجربه شما چندین بار با کاراکتر Q در آزمایشگاه MI6 ملاقات میکنید، گجتهای جدید را تست کرده و قبل از هر ماموریت میتوانید Loadout گجتهای خودتان را شخصیسازی کنید. از تلفن همراهی با قابلیت پرتاب دارتهای سمی تا بند تجهیز شده به لیزر که میتوانید روی ساعت خود نصب کنید.
به طور کلی ۷ گجت مختلف در این بازی به پلیر ارائه خواهد شد که هر کدام کاربردهای خاص خودشان را دارند. به عنوان مثال Dart Phone که به آن اشاره کردم بیشتر مناسب استفاده روی انسانها و باز کردن مسیرهایی است که توسط شخصی نگهبانی داده میشوند، این در حالی است که Laser Strap یک گجت هیبرید انسان/محیط محور است که امکان تعاملات مختلف با محیط، پرت کردن حواس دشمنان یا حتی کور کردن موضعی آنها را دارد. همچنین برخی از این گجتها همانطور که اشاره کردم نیاز به باطری یا مواد شیمیایی دارند که عموما در محیط یافت میشود.

اما با گذر از این بخش، بگذارید کمی دربارهی سناریوهای اکشن و شرایط License to Kill صحبت کنیم. زمانی که مجوز قتل صادر میشود، James امکان استفاده از اسلحهها، مبارزات تن به تن و به طور کلی آسیب زدن به افراد را پیدا میکند البته این لزوما به معنای حذف شدن مخفیکاری نیست. به همان نسبتی که امکانات تهاجمی فراهم میشود، راههای تازهای برای مخفیکاری و عبور از دشمنان نیز بوجود میآید که “Fake Surrender” یکی از همین موارد بود. اما بُعد اکشن چیزی است که میخواهیم روی آن تمرکز کنیم.
First Light یکی از پرجنب و جوشترین تجربهی سوم شخص شوتر چند سال اخیر را ارائه میدهد که ابعاد مبارزات تن به تن و تیراندازی در هم پیچیده شدهاند و همین مسئله به راستی به شما احساس حضور در یک فیلم اکشن/جاسوسی هیجان انگیز را القا میکند. خوشبختانه سیستم شوتینگ بازی توسط IOI برای این بازی شخصیسازی شده و حس بسیار بهتری نسبت به عناوین Hitman القا میکند. تیراندازی با اسلحه لذت بخش بوده و تنوع آنها نیز بسیار مطلوب است.
از آنجایی که Bond یک جاسوس است درست همچون مامور ۴۷ سعی میکند سبُک به ماموریت برود و عموما یک اسلحهی کمری همراه خود دارد. اما در هنگام ورود به سناریوهای اکشن شما میتوانید اسلحههای دشمنان را نیز بردارید. این بازی همچنین به لطف ارائهی یک سیستم تیراندازی تعاملی مطلوب میان دشمنان و پلیر، برخی ابعاد مهارت محور را نیز به تجربه تزریق کردند. به عنوان مثال تیراندازی به اسلحهی دشمنان موجب خلع سلاح آنها خواهد شد و آنها را مجبور به کاورگیری میکند.

در طرف دیگر تعاملات محیطی نیز بسیار برجسته است و شما در حین مبارزات امکان استفاده از گجتها یا اسلحههای خود به این منظور را خواهید داشت. اما به غیر از تیراندازی، یک سیستم مبارزهی تن به تن نیز در این بازی تعبیه شده است که به شدت لذت بخش است. از آن جایی که اسلحههای شما مهمات محدودی دارند، شما گاها یا نیازمند یافتن اسلحهی جدید یا استفاده از مبارزات تن به تن هستید، در همین راستا سازندگان یک سیستم بسیار بازده طراحی کردند که بتوانید به شکلی طبیعی در سناریوهای License to Kill بین تیراندازی و مبارزات تن به تن جابهجا شوید.
به عنوان مثال اگر در هنگام تیراندازی تیر اسلحهی شما به پایان برسد، میتوانید آن را به سمت مهاجم خود پرتاب کنید و از این موقعیت برای نزدیک شدن به او و مبارزهی تن به تن استفاده کنید. در مبارزات تن به تن شما از مواردی همچون Dodge، Grab یا Parry برخوردار هستید و همچنین تعامل محیطی بسیار زیادی در هنگام این دست از مبارزات اتفاق میافتد. به عنوان مثال شما میتوانید به سمت یکی از دشمنانتان که پشت یک مانع کاور گرفته است بدوید و با پرش از روی اون مانع با لگد به صورت او بکوبید، اسلحهی او را در هوا بگیرید و با تیراندازی کار او را تمام کنید.
یا اینکه میتوانید اسلحه او را بگیرید اما به جای کشتن او با تیر، او را بگیرید و به سمت دیوار پرتاب کنید، کمی کتکش بزنید و در نهایت با کوبیدن سرش به همان دیوار او را از پا دربیاورید. البته این سناریوها صرفا برخی مواردی است که شخصا در حین مبارزه خلق کردم و همانطور که گفتم سیستم مبارزات این بازی آنقدر مرتعش است که یک معادلهی دائمی میان تیراندازی و مبارزات تن به تن وجود دارد که شما دائما بین آنها جابهجا خواهید شد. توجه به جزئیات و ظرافتهای به کار رفته در این بخش نیز به شدت تحسین برانگیز است.

به عنوان مثال، اگر در حال دویدن باشید و اسلحهای روی زمین ببینید که قصد برداشتنش را دارید، به وضوح مشاهده میکنید که James در حین دویدن با پای خود اسلحه را به بالا پرتاب کرده و آن را در هوا میگیرد. همین توجه به جزئیات باعث میشود ارائه کلی این سناریوهای اکشن فوقالعاده جذاب جلوه کند و باعث شود به راستی احساس کنید در حال بازی در نقش ۰۰۷ هستید.
البته در همین بخش مشکلاتی نیز وجود دارند؛ مورد اول که حقیقتا تا حدی آزار دهندست، هوش مصنوعی بسیار ضعیف دشمنان در سناریوهای اکشن است. به عنوان مثال گاهی اوقات نزدیک به یکی از دشمنان با شخصی شروع به مبارزه میکنید و گاهی اوقات تا وقتی که مستقیما جلوی او قرار نگیرید متوجه این مسئله نمیشود! همچنین در حالی که مبارزات تن به تن بسیار لذت بخش هستند اما به دلیل ضعف هوش مصنوعی لزوما چند جانبه نمیشود.
در همین راستا بازی در ابعاد چالشی خود نیز ضربات بزرگی میخورد. به طور کلی، First Light به هیچ عنوان یک بازی چالش برانگیز نیست و این شاید یکی از بزرگترین مشکلات این بازی باشد. ضعف هوش مصنوعی خود یکی از عوامل این مسئله به شمار میآید اما به طور کلی گاهی اوقات، این اثر به دلیل اینکه میخواهد یک تجربهی سینماتیک باقی بماند، مجبور میشود چالش را تکبُعدیتر کند.

اما با این وجود همچنان یک سازوکار تعاملی بسیار سرگرم کننده و جذاب در این تجربه وجود دارد که به راستی لذت بخش ظاهر میشود و حتی با وجود برخی مشکلات به لطف سِتپیسهای پر هیاهو و پر جنبوجوش آن، یک پکیج اکشن/مخفیکاری عالی شکل میگیرد.
اما با گذر از این بخش بد نیست در بخش پایانی نگاهی هم به صداپردازی و ابعاد بصری بازی داشته باشیم. این بازی با موتور اختصاصی استودیوی IO Interactive یعنی Glacier توسعه یافته و به همین دلیل شباهتهای ظاهری زیادی با عناوین Hitman دارد و کمک بهسزایی به سینماتیکتر شدن بازی میکند. محیطهای بازی همگی پرجزئیات، پر هیاهو و بعضا مملو از رنگهای مرتعش هستند که باعث میشود فضاسازی و اتمسفر تجربه به شکلی طبیعی شکل بگیرد و به راستی پلیر را در خود غرق کند.
از طرف دیگر همچون آثار Hitman در این بازی نیز با محیطهای بزرگ اما بسیار متنوع روبهرو هستیم که لایههای مختلفی دارند و تواناییهای طراحی محیط سازندگان را مجددا به رخ میکشند. تمامی این محیطها بسیار زنده جلوه میکنند و بخشی از این بار بر دوش NPCهای پویاست. شما با قدم زدن در محیط میتوانید به مکالمات مختلف برخی از این NPCها گوش فرادهید که گاها حتی میتوانند جزئیات داستانی جالبی را ارائه دهند.

در کنار طراحی محیط و فضاسازی عالی، ما با ابعاد صوتی بسیار قدرتمندی نیز مواجه هستیم. موسیقی همیشه بخشی جدانشدنی از فرنچایز ۰۰۷ در سینما بوده و در اینجا نیز ما هیچ کمبودی در زمینهی موسیقیهای تازه و جذاب در کنار ترکهای نمادین ۰۰۷ نداریم. همین موسیقیها به مکملی مهم برای ارائهی روایی بازی تبدیل شدند و همانطور که در بخشهای قبلی اشاره کردم، این تجربه را به راستی به یک تجربهی سینمایی در کنار یک بازی ویدیویی تبدیل میکنند.
در زمینهی بهینهسازی و عملکرد فنی نیز شخصا با مشکلات فنی یا باگ خاصی در طول تجربه روبهرو نشدم و به طور کلی با عملکرد بسیار باثباتی از سوی بازی روبهرو هستیم. نسخه PS5 همچنین دارای دو حالت کیفی Performance و Quality بوده که به رسم همیشه به ترتیب بر فریم ریت و کیفیت بصری تاکید دارند.
تجربهی کلی من در حالت Performance بسیار مطلوب بود و بازی تقریبا همیشه فریم ریت ۶۰ خود را حفظ میکند. حالت Quality عمق بیشتری به تکسچرها، سایهها و نورپردازی میبخشد اما در ازای آن، نرخ فریم را روی ۳۰ قفل میکند که شخصا برای چنین تجربهی پر هیاهویی پیشنهاد نمیکنم.










۰۰۷ First Light
First Light از آن دست آثاری است که پس از تجربهی آن با خود میگویید: «چرا بیشتر از این بازیها نمیسازند؟». این تجربه یک روایت بسیار جذاب و گیرا از ۰۰۷ را با صداپیشگان و بازیگران عالی روایت میکند و از ابتدا تا انتها شما را با خود همراه خواهد کرد. در کنار روایت عالی، روند کلی گیمپلی که مملو از مخفیکاری، تعامل با گجتهای جاسوسی، نفوذ به مکانهای مختلف و البته استفاده از تواناییهای دیپلماتیک و محاورهای است، دقیقا حسوحال یک تجربهی واقعی James Bond را القا میکند. این در حالی است که سناریوهای اکشن پر هرج و مرج بازی به لطف سیستم پویا و در هم تنیده مبارزات تن و به تن و تیراندازی، به شما اجازه میدهد در لحظه تصمیم بگیرید، عمل کنید و به روشهای مختلف و جذاب دشمنان را از سر راه بردارید. در نهایت، تنوع بالای محیطی، فضاسازی عالی و موسیقی نمادین وارد میشوند تا با تمامی ابعاد دیگر ترکیب شوند و تجربهای خلق کنند که پشیمان از آن خارج نخواهید شد.
نکات مثبت:
- داستانسرایی، کارگردانی و روایت بسیار گیرا
- چرخهی گیمپلی سرگرمکننده و وجود راهها، مسیرها و روشهای مختلف به منظور پیشروی در بازی
- سِتپیسهای اکشن گسترده، دراماتیک و بسیار هیجان انگیز درخور یک عنوان اقتباسی از ۰۰۷
- تنوع مطلوب گجتها و کاربردهای اختصاصی آنها
- المانهای مخفیکاری جذاب و امکانات جالبی همچون بلوف زدن یا تسلیم شدن مصنوعی
- سیستم مبارزات تن به تن و تیراندازی در هم تنیده که هر سناریویی را به یک فیلم سینمایی اکشن جذاب تبدیل میکنند
- فضاسازی بسیار خوب، تنوع محیطی بالا و طراحی بسیار خوب آنها
- صداپیشگیهای عالی و موسیقی بسیار خوب
نکات منفی:
- هوش مصنوعی ضعیف و عدم بازدهی کافی آن در نقاط پر هرج و مرج بازی
- عدم وجود چالش چندان در راستای ایجاد حس سینمایی بیشتر
۹
این بازی روی PS5 تجربه و بررسی شده است
راهنمای بررسی و امتیازدهی گیمفا![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
