هدینگ 1یاداشت

توطئه رسانه‌ای برای بازسازی “تیان‌آن‌من” در خیابان‌های ایران

داود یاراحمدی: پژوهشگر هنر و استاد دانشگاه

در دنیای سیاست مدرن، تصاویر بیش از کلمات سخن می‌گویند. عکس مردی در حین عبور از میدان «تیان‌آن‌من» پکن در سال ۱۹۸۹، نمادی که توسط رسانه‌های همسو با سلطه استعماری، تبدیل به یک تصویر جاودانه از مقاومت فردی در برابر ماشین سرکوب کشورش می‌گردد. در کپشن تصویر چنین نوشته می‌شود «مرد تانکی» مردی ناشناس که مقابل ستونی از تانک‌ها ایستاد و جهان را به فکر واداشت.

و اکنون ۳۶ سال بعد در اعتراضات بازاریان تهران علیه تورم روزانه و سقوط ارزش پول کشور، تصویری در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که توسط هوش مصنوعی از فیلمی که با موبایل گرفته شده، بازسازی شده است این تصویر، مرد را با لباس تیره وسط خیابان روبروی موتورسیکلت‌های پلیس ضدشورش، نشسته نمایش می‌دهد که سرش را پایین انداخته و کاپشنش را روی سرش کشیده است.

رسانه‌ یورونیوز، با زیرکی تمام با چند توییت همسو از کابرای مختلف، سعی می کند تصویر یاد شده را طی یک گشتالت ذهنی تاریخی، مخاطب را به یاد همان قصه ساختگی تصویر «مرد تانکی»، همان تقابل نمادین پیوند بزند بدون اینکه هیچ صحبتی از چرایی و چگونگی اتفاقات این تصاویر به میان بیاورد.

در اینجا سعی براین داریم که بدور از مسئله نشانه شناسی تصویری آن که کارشناسان عکس سالهای پیشتر درباره آن صحبت هایی را داشته اند به چرایی و چگونگی شکل‌گیریی پشت پرده این دو تصویر بپردازیم.

  اپیزود اول: از زمان بازدید نیکسون در سال ۱۹۷۲ با  مائو تسه تونگ رهبر حزب کمونیست که روابط آمریکا-چین را بر پایه منافع استراتژیک ضد شوروی بنا نهاد بود. همچنین در دهه ۱۹۸۰، آمریکا چین را به عنوان یک «وزنه تعادل» علیه شوروی می‌دید و از اصلاحات اقتصادی دنگ شیائوپینگ حمایت می‌کرد. از سوی دیگر چین در حال باز کردن اقتصاد خود به روی سرمایه‌گذاری خارجی بود و آمریکا تمایلی نداشته که در این ماجرا روسیه وارد ارتباط سیاسی و اقتصادی با چین شود. با این حال، بهبود روابط چین-شوروی که از اواخر ۱۹۸۰ها آغاز شده بود برای آمریکا یک چالش بود. به همین خاطر آمریکا سعی بر این داشته که مانع گسترش ارتباط چین و شوروی شود.

در همین راستا میخائیل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۸۹ برای عادی‌سازی روابط چین و شوروی به پکن سفر می‌کند. این اولین بازدید یک رهبر شوروی از چین پس از ۳۰ سال بود و بخشی از تلاش‌ها برای عادی‌سازی روابط دو کشور کمونیستی بود که از دهه ۱۹۶۰ به دلیل اختلافات ایدئولوژیک و مرزی قطع شده بود. در همان زمان قرار بود گورباچف در میدان «تیان‌آن‌من» تاج گلی بگذارد، اما به دلیل لابی‌های پشت پرده  آمریکایی و سناریوی از پیش تعیین‌شده و ماجرای عادی شدن روابط شوروی و چین، و اشغال میدان توسط معترضان، این برنامه لغو شد.

اگر چه در نهایت، عادی‌سازی روابط اتفاق افتاد و دو کشور توافق‌هایی برای کاهش نیروهای مرزی و همکاری اقتصادی امضا کردند. همین امر باعث شد که روابط چین با آمریکا شکننده‌تر شود و آمریکا در مقابل بی‌توجهی دولت وقت چین نسبت به خواسته‌های آمریکا با نفوذ و لابی‌های خود در بین اقشار مختلف، قشر اعظمی از دانشجویان و معترضان به سیاست‌گذاری دولت وقت، مردم را به خیابان و میدان «تیان‌آن‌من» کشاند.

در همین راستا باید عنوان کرد که نکته‌ای که بسیاری آن را فراموش می‌کنند این است که چرا در آن روزها این‌همه دوربین غربی در پکن بود؟ علت اصلی اعتراضات دانشجویی نبود، بلکه سفر میخائیل گورباچف (رهبر شوروی) به پکن برای عادی‌سازی روابط چین و شوروی بود. رسانه‌های بزرگ جهانی (CNN, CBS, BBC) آنجا بودند تا دیدار سران را پوشش دهند.

اما ناگهان اعتراض مسالمت آمیز داتشجویان و معترضان به سیاست گذاری اقتصادی با دست‌های پشت پرده به جنبش دموکراسی‌خواهی تبدیل شد. آمریکا توانست با دیگر همراهان خود و استفاده بهینه از تصویر «مرد تانکی» را در زمان کوتاهی در رسانه‌های همسو منتشر کند تا از طریق بزرگ‌نمایی ماجرای «تیان‌آن‌من»، فشار بین‌المللی را در راستای اهداف خود بر چین ایجاد کند.

اپیزود دوم: از یک سو رشد تورم ۷۰ درصدی از سوی دولت و رشد بی‌رویه روزانه دلار توسط بانک مرکزی برای جبران تراز مالی دولت پزشکیان از جیب مردم طی ۱۷ ماه گذشته و از سوی دیگر، شکست سناریوی تغییر رژیم ایران توسط رژیم صهیونیستی و دیگر همپیمانانش در جنگ ۱۲ روزه، حلقه اقتصادی را بر مرد نجیب و فرهیخته ایران هر روز تنگ و تنگ‌تر می‌کرد. در همین راستا، کسبه و اقشار بازار که بیشترین انگشت اتهام ممکن بود از سوی مردم به آنها گرفته شود، برای مطالبه‌گری از دولت اقدام به حضور و اعتراض آرام در عرصه خیابان‌های منتهی به بازار روانه شدند.

این فرصتی بود تا در ادامه راه اندازی اتاق جنگ اقتصادی نتانیاهو وترامپ بر علیه مردم ایران از طریق به هم ریختن بازار و ارز با همراهی عوامل نفوذی خود در دولت و بنگاه‌های رسانه‌ای (مکتوب، مجازی و شبکه‌های اجتماعی) مترصد خود در کشور، اقدام به گرم کردن تنور اعتراضات در بخش‌های مختلف بازار و شهرهای مختلف کردند. اما اتفاقات یاد شده کافی بر این ماجرا نبود. اینجا جا داشت برای تهیج و همراه کردن اقشار مردم، سلبریتی‌ها اینفلوئنسرها و دیگر نفوذی‌های خود در کشور باید یک قهرمان‌سازی مجدد صورت پذیرد تا با یک سناریو و تصویرسازی مجدد یک حلقه مشترک برای اثرگذاری مخاطبان، داغ کردن و کشیدن آنها به تنور اعتراضات صورت پذیرد.

اینجاست که بتمن ماجرا به عنوان ناجی افسانه‌ای در قاب یک تصویر ظاهر می‌شود و در کسری از زمان از سوی سلبریتی ها و اینفلوئنسرها در شبکه‌های اجتماعی در قالب قهرمان داستان، با روایت‌های جذب مخاطب بیشتر، دست به دست می‌شود.

نقاط کلیدی

  • مشابهت‌های ساختاری و نمادین: اعتراضات اخیر بازاریان ایران علیه تورم و سقوط ارزش پولی در کشور ، شبیه به اعتراضات دانشجویی تیان‌آن‌من ۱۹۸۹ است که از نارضایتی اقتصادی آغاز شد اما به مطالبات سیاسی گسترش یافت. هر دو رویداد با نمادهای شجاعت فردی مانند «مرد تانکی» برجسته شدند.
  • رسانه‌ها و قهرمان‌سازی: رسانه‌های غربی-آمریکایی صهیونیستی، اعتراضات ایران را به عنوان «قیام اقتصادی» پوشش داده‌اند، مشابه پوشش تیان‌آن‌من. تصاویر ویروسی مانند مرد نشسته مقابل موتورسیکلت‌ها، برای ایجاد نمادهای ضداستبدادی صحنه‌سازی شده که یادآور عکس مرد تانکی است.
  • کادربندی تصاویر: هر دو عکس از زاویه بالا (طبقه ساختمان) گرفته شده است. تصویر اول توسط چارلی کول از بالکن هتل پکن ثبت شده و تصویر دوم توسط مرد ناشناس (تاکنون)، که حس تقابل فرد با ماشین دولتی را تقویت می‌کند، اما این می‌تواند بخشی از استراتژی رسانه‌ای برای تأکید بر سرکوب باشد.
  • زمینه ایران و چین: در ۱۹۸۹، چین در حال اصلاحات اقتصادی بود اما روابطش با آمریکا شکننده؛ ایران در ۲۰۲۵ تحت تحریم‌ها و فشارهای هسته‌ای قرار دارد، که ممکن است اعتراضات را به ابزار ژئوپلیتیکی تبدیل کند.

نکته پایانی: عکس ” مرد تانکی” اگر چه  از چرخه‌ی صرف خبری فراتر رفت و نه تنها به عنوان شاهد واقعی و آنی از یک لحظه مهم در تاریخ چین ثبت و به عنوان نمادی برای اعتراضات مسالمت‌آمیز در سراسر جهان از طریق بنگاهای رسانه ای تبدیل شده است. اما چارلی کول عکاس آمریکایی و خالق عکس “مرد تانکی” در باره این عکس در گفتگویی با نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۹ با استناد به لیستی از ۹ عکاس دیگر چنین عنوان می کند:”  ما نباید تنها با دیدن یک عکس، ساده‌انگارانه، فریب یک رویداد پیچیده شگفت‌انگیز را بخوریم”.

 

 

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا