ترامپ همه امتیازها را یکجا به ایران داد ؛ آمریکا برای باز ماندن هرمز به ایران پول میدهد؟

جهان صنعت نیوز – دولت آمریکا تلاش میکند توافق اولیه با ایران را نتیجه یک راهبرد مرحلهای معرفی کند. اسکات بسنت در گفتوگو با شبکه سی ان بی سی اعلام کرد که فشار حداکثری، عملیات نظامی، فشار اقتصادی و محاصره دریایی در کنار یکدیگر ایران را وادار به مذاکره کردهاند. به گفته او، هدف این سیاست تغییر حکومت ایران نبود، بلکه تغییر رفتار حکومت بود. بسنت با اشاره به تحولات پس از جنگ تأکید کرد که اگرچه نظام سیاسی ایران پابرجا مانده، اما شرایط سیاسی و راهبردی آن نسبت به قبل تغییر کرده است.
این در حالی است که توافق اولیه، علاوه بر تعلیق بخشی از تحریمها، وعده همکاری برای تدوین برنامهای جهت تأمین صدها میلیارد دلار منابع مالی بازسازی ایران از سوی شرکای منطقهای را نیز در بر دارد؛ موضوعی که از همان ابتدا با انتقادهای گسترده روبهرو شده است.
انتقادها؛ امتیازهای بزرگ بدون دریافت تعهد
مهمترین انتقاد مخالفان به نحوه تنظیم توافق مربوط میشود. منتقدان معتقدند آمریکا تقریباً تمام مشوقهای اصلی را در همان ابتدای مسیر در اختیار ایران قرار داده، در حالی که تهران هنوز تعهد مشخص و قابل راستیآزمایی ارائه نکرده است.
ادوارد فیشمن، کارشناس تحریمها و جنگ اقتصادی، میگوید اگر تمام امتیازها در ابتدای مذاکرات واگذار شود و طرف مقابل مجبور نباشد اقدامی انجام دهد، خود توافق گویای میزان عدم توازن آن خواهد بود.
از نگاه او، ترتیب اجرای تعهدات مهمترین تفاوت توافق جدید با توافق هستهای سال ۲۰۱۵ است. در برجام، ایران تا زمانی که آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجرای تعهدات هستهای را تأیید نمیکرد، از رفع تحریمها بهرهمند نمیشد. اما در توافق جدید، کاهش تحریمها از همان ابتدای مسیر آغاز شده است.
هرمز؛ اهرم جدید ایران
یکی از محورهای اصلی، تغییر جایگاه راهبردی ایران پس از جنگ است. کارشناسان معتقدند تهران اکنون از اهرمی برخوردار است که پیش از آغاز درگیری وجود نداشت؛ یعنی نقش تعیینکننده در امنیت تنگه هرمز.
در حال حاضر ایران و عمان در حال مذاکره درباره نحوه مدیریت آینده تردد کشتیها در این آبراه هستند. هرچند رفتوآمد کشتیها نسبت به روزهای نخست جنگ بهتدریج افزایش یافته، اما هنوز به سطح پیش از جنگ بازنگشته است.
به اعتقاد منتقدان، همین موقعیت باعث شده آمریکا برای باز نگه داشتن مسیر انتقال انرژی، ناچار به ارائه امتیازهای اقتصادی به ایران شود. فیشمن معتقد است تفاوت اصلی توافق جدید با توافق سال ۲۰۱۵ همین مسئله است. از نگاه او، آمریکا عملاً برای تضمین ادامه عبور کشتیها از تنگه هرمز به ایران امتیاز داده است.
او تأکید میکند که این وضعیت را نباید صرفاً به معنای فریب خوردن آمریکا دانست، بلکه از نظر او واشنگتن در نتیجه شرایط ایجادشده پس از جنگ، تحت فشار قرار گرفته است.
در حالی که منتقدان بر افزایش اهرم فشار ایران تأکید دارند، مقامهای دولت ترامپ برداشت متفاوتی ارائه میکنند. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، اعلام کرده است ایران در آینده توانایی بستن تنگه هرمز را نخواهد داشت.
با این حال، نیویورک تایمز یادآور میشود که واقعیت میدانی همچنان پیچیدهتر از این ارزیابی است. روند بازگشت تردد کشتیها کند است و بازارهای انرژی نیز هنوز به وضعیت پیش از جنگ بازنگشتهاند. بنابراین، اگرچه عبور و مرور نسبت به اوج بحران افزایش یافته، اما شرایط همچنان عادی نشده است.
نقش دلار و ابزار تحریم
بسنت در بخش دیگری از سخنان خود بر اهمیت حفظ برتری دلار در نظام مالی جهان تأکید کرد و آن را یکی از ارکان قدرت اقتصادی آمریکا دانست. اما نیویورک تایمز اشاره میکند که جایگاه دلار در سالهای اخیر با چالشهایی روبهرو شده است. چین، روسیه و ایران بهتدریج استفاده از ارزهای غیردلاری را برای دور زدن تحریمهای مالی و کاهش وابستگی به دلار گسترش دادهاند. هرچند این روند هنوز جایگاه دلار را بهطور بنیادین تهدید نکرده، اما میتواند در بلندمدت اثربخشی تحریمهای مالی آمریکا را کاهش دهد.
از آنجا که تحریمهای اقتصادی طی سه دهه گذشته به یکی از مهمترین ابزارهای سیاست خارجی آمریکا تبدیل شدهاند، هرگونه تضعیف نقش دلار میتواند بر قدرت واشنگتن در استفاده از این ابزار نیز اثر بگذارد.
مهمترین ضعف توافق؛ ترتیب اجرای تعهدات
نیویورک تایمز نتیجه میگیرد که مهمترین مسئله توافق اولیه، نه صرفاً حجم امتیازهای اقتصادی، بلکه ترتیب اجرای آنهاست. دولت ترامپ بخش عمده مشوقهای اقتصادی را در ابتدای مسیر فعال کرده، در حالی که ابزارهای فشار آینده محدودتر شدهاند.
منتقدان معتقدند این شیوه، اهرم چانهزنی آمریکا را در ادامه مذاکرات کاهش میدهد؛ زیرا تهران پیش از ارائه تعهدات قابل راستیآزمایی، از بخش مهمی از مزایای اقتصادی توافق بهرهمند شده است.
در مقابل، دولت ترامپ این رویکرد را لازمه تثبیت آتشبس، حفظ روند مذاکرات و جلوگیری از بازگشت درگیریها میداند. به همین دلیل، موفقیت یا شکست این راهبرد در نهایت به آن بستگی خواهد داشت که آیا توافق اولیه به یک توافق نهایی با تعهدات مشخص و قابل اجرا منجر میشود یا خیر.



