ترامپ از توافق میگوید، ایران تکذیب میکند؛ چه اتفاقی در مذاکرات میگذرد؟

جهان صنعت نیوز، یکی از ویژگیهای مذاکرات هستهای ایران و آمریکا در گذشته این بود که جزئیات گفتوگوها تا زمان دستیابی به توافق نهایی محرمانه باقی میماند. منطق حاکم بر این روند آن بود که تا زمانی که همه چیز توافق نشده، هیچ چیز توافق نشده است. این قاعده به دو طرف اجازه میداد درباره موضوعات مختلف چانهزنی کنند و متن نهایی را به گونهای تنظیم کنند که بتوانند منتقدان داخلی خود را نیز قانع سازند.
اما مذاکرات کنونی مسیر متفاوتی را طی میکند. در این دور از گفتوگوها، به جای انتشار تدریجی اطلاعات از طریق منابع غیررسمی، مقامهای آمریکایی بهطور مکرر بخشهایی از توافقات مورد بحث را به صورت عمومی مطرح میکنند. دونالد ترامپ تلاش میکند آنچه را که مطلوب خود میداند به عنوان توافق نهایی معرفی کند؛ رویکردی که به نظر میرسد با هدف تثبیت آن در فضای عمومی و محدود کردن امکان عقبنشینی طرف ایرانی دنبال میشود.
در مقابل، ایران نیز راهبرد متفاوتی در پیش گرفته است. مقامهای ایرانی تقریباً بلافاصله پس از هر اظهارنظر مقامهای آمریکایی، آن را رد یا اصلاح میکنند تا از قرار گرفتن در موقعیتی که ناچار به پذیرش تعهدات اعلامشده از سوی واشنگتن شوند، جلوگیری کنند. نتیجه این وضعیت شکلگیری یک نبرد رسانهای و سیاسی موازی با مذاکرات رسمی است؛ نبردی که میتواند خود به عاملی برای تضعیف روند گفتوگوها تبدیل شود.
بازرسیهای هستهای؛ توافق بر سر اصل موضوع، اختلاف بر سر جزئیات
نمونه بارز این اختلاف روایتها به موضوع بازرسیهای هستهای مربوط میشود. ترامپ اعلام کرده است که ایران با انجام گستردهترین بازرسیهای هستهای در آینده موافقت کرده است. این در حالی است که مقامهای ایرانی تأکید کردهاند برنامهای برای دسترسی بازرسان به برخی از تأسیسات اصلی هستهای وجود ندارد.
با این حال، بررسی جزئیات مذاکرات نشان میدهد که هر دو روایت تا حدی بر واقعیت استوار هستند. موضوع بازرسیها واقعاً در مذاکرات مطرح شده و بحثهایی درباره اعطای اختیارات گسترده به آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای دسترسی سریع به مراکز مشکوک صورت گرفته است. حتی مدیرکل آژانس، رافائل گروسی، در جریان مذاکرات با دو طرف درباره سطح دسترسی مورد نیاز برای راستیآزمایی فعالیتهای هستهای ایران گفتوگو کرده است.
اما موافقت ایران در این مرحله بیشتر ناظر بر اصل ایده بوده و نه جزئیات اجرایی آن. تهران ظاهراً تمایلی ندارد پیش از روشن شدن موضوعات مهمتر، از جمله زمان آزادسازی داراییهای بلوکهشده، درباره زمانبندی و سازوکار دقیق بازرسیها تعهد مشخصی بدهد. به همین دلیل، هنگامی که مقامهای آمریکایی از توافق قطعی درباره بازرسیها سخن میگویند، مقامهای ایرانی آن را رد میکنند؛ زیرا از نگاه آنان هنوز توافق نهایی در این زمینه حاصل نشده است.
داراییهای بلوکهشده؛ یکی دیگر از نقاط اختلاف
اختلاف مشابهی درباره نحوه استفاده از داراییهای آزادشده ایران نیز وجود دارد. جیدی ونس اعلام کرده است که در صورت آزادسازی منابع مالی ایران، روند مصرف این منابع تحت نظارت آمریکا و قطر قرار خواهد داشت و بخش مهمی از آن صرف خرید محصولات کشاورزی آمریکایی خواهد شد.
اما مقامهای ایرانی این روایت را نیز نپذیرفتهاند. رئیس کل بانک مرکزی ایران تأکید کرده که هیچ تعهدی برای خرید محصولات کشاورزی آمریکا در تفاهمنامه امضا شده وجود ندارد. با این حال، در سخنان مقامهای ایرانی نیز روزنهای از انعطاف دیده میشود. آنها اصل استفاده از منابع برای خرید کالا را رد نکردهاند، بلکه تأکید دارند تصمیمگیری درباره نحوه هزینهکرد این داراییها صرفاً در اختیار ایران خواهد بود.
این اختلاف نشان میدهد که حتی در مواردی که دو طرف درباره کلیات به درک مشترکی رسیدهاند، هنوز درباره نحوه اجرا و دامنه تعهدات توافق روشنی وجود ندارد.
عجله برای توافق؛ عامل تشدید ابهامها
بخشی از تناقضهای موجود را میتوان ناشی از سرعت بالای مذاکرات دانست. برخی از اعضای پیشین تیم مذاکرهکننده آمریکا معتقدند روند کنونی با شتابی غیرمعمول در حال پیش رفتن است. این عجله تا حدی ناشی از ضرورت بازگشایی کامل تردد تجاری در تنگه هرمز و همچنین تمایل دولت ترامپ به دستیابی سریع به یک دستاورد سیاسی ملموس است.
اما سرعت بالا معمولاً هزینههایی نیز به همراه دارد. زمانی که موضوعات پیچیده فنی، امنیتی و مالی در مدت کوتاهی مورد مذاکره قرار میگیرند، احتمال باقی ماندن ابهام در متن توافق و اختلاف در تفسیر مفاد آن افزایش مییابد. به همین دلیل بسیاری از ناظران معتقدند اختلافات لفظی فعلی نشانه آن است که دو طرف هنوز بر سر بسیاری از مسائل اساسی به تفاهم واقعی نرسیدهاند و صرفاً تلاش میکنند این شکافها را موقتاً پنهان کنند.
بزرگترین تهدید؛ فرسایش اعتماد در فضای عمومی
اختلافات رسانهای میان تهران و واشنگتن الزاماً به معنای شکست مذاکرات نیست. در بسیاری از مذاکرات پیچیده بینالمللی، طرفها برای مدیریت افکار عمومی داخلی خود مواضعی متفاوت از فضای واقعی مذاکرات اتخاذ میکنند. با این حال، تکرار مداوم این وضعیت میتواند به تدریج اعتماد لازم برای ادامه گفتوگوها را تضعیف کند.
مقامهای ایرانی با فشار جریانهای مخالف مذاکره و همچنین حساسیتهای سیاسی داخلی روبهرو هستند و انگیزه دارند هرگونه امتیاز احتمالی را کمرنگ جلوه دهند. در سوی مقابل، دولت ترامپ نیز به دنبال نمایش پیشرفت سریع مذاکرات و اثبات موفقیت رویکرد خود است. این دو نیاز سیاسی متضاد باعث شده است که هر توافق احتمالی پیش از آنکه روی کاغذ تثبیت شود، وارد میدان رقابت روایتها شود.
در نتیجه، مهمترین چالش مذاکرات کنونی شاید نه اختلاف بر سر بازرسیها یا داراییهای بلوکهشده، بلکه شکاف عمیقی باشد که میان روایتهای رسمی دو طرف شکل گرفته است. اگر این شکاف مدیریت نشود، مجموعهای از اختلافات ظاهراً کوچک میتواند در نهایت کل روند مذاکرات را با خطر مواجه کند.


