تجارت

اروپا برای مقابله با چین آماده می‌شود؟؛ صنایع اروپا نابود می‌شود

جهان صنعت نیوز – چین طی سال‌های اخیر تلاش کرده است خود را در برابر اروپا به عنوان جایگزینی مسئولانه برای آمریکا معرفی کند. شی جین‌پینگ در پنجاهمین سالگرد روابط دیپلماتیک چین و اتحادیه اروپا، از بروکسل خواست در دفاع از چندجانبه‌گرایی، عدالت و مقابله با یک‌جانبه‌گرایی و زورگویی با پکن همراه شود.

اما این پیام‌های سیاسی با امتیاز اقتصادی مشخصی همراه نبود. چین نه برای رفع نگرانی اروپا درباره رقابت ناعادلانه اقدامی جدی انجام داد و نه درباره پیامدهای افزایش صادرات صنعتی خود برای اقتصاد اروپا انعطاف نشان داد. حتی مقام‌های چینی به جای پذیرش نگرانی‌ها درباره موج دوم شوک چین، از اروپایی‌ها خواستند بر فرصت‌های تازه همکاری با این کشور تمرکز کنند.

در مقابل، بخش مهمی از رهبران اروپایی و نهادهای اتحادیه اروپا دیگر به این روایت اعتماد ندارند. از نگاه آنها، موضوع فقط کسری تجاری یا اختلافی محدود بر سر تعرفه‌ها نیست، بلکه بقای بخش‌های اصلی صنعت اروپا در معرض خطر قرار گرفته است.

شوک دوم چین؛ این بار در قلب صنایع پیشرفته اروپا

شوک نخست چین پس از پیوستن این کشور به سازمان تجارت جهانی شکل گرفت و صنایع سنتی آمریکا، از جمله نساجی، مبلمان و فلزات را تحت فشار قرار داد. اما موج تازه قرار است ماهیتی متفاوت داشته باشد.

این بار اروپا در معرض فشار اصلی قرار دارد و بخش‌هایی هدف گرفته خواهند شد که ستون فقرات توان صنعتی آن را تشکیل می‌دهند؛ خودروسازی، ماشین‌آلات، صنایع شیمیایی، داروسازی و انرژی‌های سبز از جمله این حوزه‌ها هستند.

مقام‌های اروپایی هشدار می‌دهند که شدت این موج می‌تواند به تعطیلی بخش‌هایی از صنعت و از بین رفتن صدها هزار فرصت شغلی منجر شود. همین نگرانی سبب شده پیشنهادهایی که تا چند سال پیش افراطی تلقی می‌شد، اکنون وارد گفت‌وگوهای رسمی شود.

دولت فرانسه پیشنهاد کرده سطحی از حمایت تجاری ایجاد شود که اثر آن معادل تعرفه‌ای عمومی در حدود ۳۰ درصد بر کالاهای چینی باشد. آلمان نیز که پیش‌تر در برابر اقدامات سختگیرانه محتاط بود، به تدریج موضع خود را تغییر داده و صدراعظم این کشور برای مقابله با رویه‌های تجاری چین اعلام آمادگی کرده است.

تقریباً همه رهبران اتحادیه اروپا، به استثنای اسپانیا، از کمیسیون اروپا خواسته‌اند گزینه‌های عملی برای مقابله با این وضعیت را تدوین کند. این تغییر موضع نشان می‌دهد احتمال جنگ تجاری گسترده میان اروپا و چین دیگر صرفاً یک فرض دور از ذهن نیست.

اروپا چگونه از رقابت عقب ماند؟

یک دهه پیش، سیاست اروپا در قبال چین با خوش‌بینی و بی‌تفاوتی همراه بود. زمانی که پکن در سال ۲۰۱۵ برنامه «ساخت چین ۲۰۲۵» را منتشر کرد و هدف خود را تصاحب جایگاه برتر در صنایع پیشرفته اعلام کرد، بسیاری در اروپا این اهداف را جدی نگرفتند. شرکت‌های بزرگ اروپایی همچنان در بازار چین و اقتصاد جهانی جایگاه قدرتمندی داشتند و تصور می‌کردند رقبای چینی قادر نخواهند بود از نظر فناوری و نوآوری به آنها برسند. حتی زمانی که دونالد ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود جنگ تجاری با چین را آغاز کرد، بسیاری از اروپایی‌ها ارزیابی او درباره ناپایداری روابط تجاری با پکن را رد کردند.

در دوره دولت جو بایدن نیز نگرانی بروکسل بیشتر متوجه یارانه‌های صنعتی آمریکا بود. اتحادیه اروپا تصور می‌کرد سیاست‌های حمایتی واشنگتن، صنایع اروپایی را در رقابت با آمریکا تضعیف خواهد کرد، در حالی که چین هم‌زمان میلیاردها دلار برای ساخت شرکت‌های صنعتی بزرگ و تقویت رقابت با اروپا هزینه می‌کرد.

نقطه عطف، رشد سریع شرکت‌های خودروسازی چین بود. اتحادیه اروپا در اواخر سال ۲۰۲۴ تعرفه‌هایی میان ۱۷ تا ۳۵ درصد بر خودروهای برقی چینی اعمال کرد. پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید نیز اروپا امیدوار بود با آمریکا برای مقابله با رفتار تجاری چین همکاری کند، اما تهدید واشنگتن به جنگ تجاری با اروپا بخش زیادی از توجه بروکسل را به خود معطوف کرد.

اعدادی که زنگ خطر را به صدا درآورد

با وجود اختلاف با آمریکا، نگاه سیاست‌گذاران و مدیران صنعتی اروپا به چین سختگیرانه‌تر شده است. عدم تعادل تجاری در بخش‌های مختلف و در امتداد زنجیره‌های تأمین در حال افزایش است و ارقام موجود تصویری نگران‌کننده ارائه می‌کنند.

سهم چین از تولید صنعتی جهان از حدود شش درصد در سال ۲۰۰۰ به نزدیک ۳۰ درصد رسیده، در حالی که سهم اتحادیه اروپا از ۳۰ درصد به ۱۷ درصد کاهش یافته است. از سال ۲۰۱۵، ارزش صادرات چین به اروپا ۸۹ درصد افزایش یافته و کسری تجاری اروپا در برابر چین چهار برابر شده است. مازاد تجاری چین با اتحادیه اروپا در سال گذشته به حدود ۴۱۱ میلیارد دلار رسید و پیش‌بینی می‌شود کسری تجاری آلمان به تنهایی در سال جاری به ۱۱۴ میلیارد دلار برسد.

رئیس اتاق بازرگانی اتحادیه اروپا در چین، روابط تجاری دو طرف را به یک کشتی کانتینری عظیم تشبیه کرده که با هزاران کانتینر به اروپا می‌آید و تقریباً خالی بازمی‌گردد.

فشار چین فقط محدود به بازار اروپا نیست. شرکت‌های اروپایی در کشورهایی مانند برزیل، اندونزی و آفریقای جنوبی نیز در حال از دست دادن سهم بازار به رقبای چینی هستند. در خود آلمان نیز صنعت هر ماه حدود ۱۰ هزار شغل از دست می‌دهد.

مزیت چین فقط از نوآوری ناشی نمی‌شود

شرکت‌های چینی از بازار داخلی بزرگ، شبکه نوآوری پویا و صرفه‌جویی ناشی از تولید در مقیاس گسترده بهره می‌برند. اما مزیت رقابتی آنها فقط نتیجه کارایی و فناوری نیست. یارانه‌های عظیم دولتی و نرخ پایین ارزش پول چین نیز نقش مهمی دارند. برآوردها نشان می‌دهد ارزش پول چین بین ۱۶ تا ۳۰ درصد کمتر از سطح واقعی آن است.

بررسی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نیز نشان داده است که شرکت‌های چینی در فاصله سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۴ به طور متوسط سه تا هشت برابر بنگاه‌های کشورهای عضو این سازمان حمایت دولتی دریافت کرده‌اند.

هم‌زمان، پکن توانایی خود را برای استفاده سیاسی از وابستگی‌های اقتصادی اروپا افزایش داده است. چین اکنون چارچوب حقوقی گسترده‌ای برای کنترل صادرات، دستگاه اداری قدرتمند و اطلاعات دقیقی درباره نقاط آسیب‌پذیر زنجیره تأمین اروپا در اختیار دارد. این ابزارها می‌توانند برای فشار بر دولت‌های اروپایی و جلوگیری از محدود شدن دسترسی کالاهای چینی به بازار اتحادیه اروپا به کار گرفته شوند.

خطر فروپاشی هم‌زمان صنایع اروپا

موج جدید رقابت چین برخلاف تجربه گذشته، می‌تواند به طور هم‌زمان همه صنایع اصلی اروپا را تحت فشار قرار دهد. شرکت‌های اروپایی در بسیاری از این بخش‌ها توان رقابت قیمتی با تولیدکنندگان چینی را ندارند و احتمال دارد برخی صنایع به طور کامل از بین بروند.

سرنوشت صنعت انرژی خورشیدی اروپا نمونه‌ای از آن چیزی است که ممکن است در مقیاسی بزرگ‌تر تکرار شود. سهم اروپا و آلمان از تولید جهانی تجهیزات خورشیدی که در اوایل دهه ۲۰۱۰ حدود ۳۰ درصد بود، اکنون به یک درصد رسیده است. از دست رفتن شغل در صنعت خورشیدی، به دلیل اندازه محدود آن، قابل مدیریت بود. اما از بین رفتن ظرفیت در خودروسازی، صنایع شیمیایی یا ماشین‌آلات می‌تواند صدها هزار شغل را نابود کند.

بازسازی این صنایع پس از تعطیلی نیز بسیار پرهزینه خواهد بود. افزون بر این، از دست رفتن توان صنعتی می‌تواند وابستگی اروپا به چین را افزایش دهد و پکن را قادر سازد از این وابستگی برای فشار سیاسی استفاده کند.

در چنین شرایطی، حتی برنامه اروپا برای افزایش توان دفاعی نیز با مشکل روبه‌رو خواهد شد. واردات چینی در کوتاه‌مدت ارزان است، اما اگر رقابت داخلی از بین برود، شرکت‌های چینی می‌توانند در آینده قیمت‌ها را افزایش دهند، بدون آنکه رقیبی اروپایی در بازار باقی مانده باشد.

آمادگی برای تلافی چین

پکن احتمالاً در برابر محدودیت‌های اروپا واکنش نشان خواهد داد. به همین دلیل، کمیسیون اروپا و دولت‌های عضو باید سناریوهای مختلف تشدید تنش را از پیش بررسی کنند.

اتحادیه اروپا باید آماده باشد ابزار مقابله با فشار اقتصادی را سریع فعال کند. این ابزار به کمیسیون اجازه می‌دهد در واکنش به اقدامات چین، محدودیت‌هایی متناسب وضع کند.

اروپا می‌تواند از وابستگی‌های چین نیز استفاده کند؛ برای مثال، محدودیت‌های بیشتری بر تجهیزات تولید و خدمات صنایع نیمه‌رسانا اعمال کند یا صادرات قطعات هواپیما را تحت کنترل قرار دهد.

محدود کردن دسترسی چین به بازار اروپا نیز می‌تواند شوک بزرگی به صنایع صادراتی این کشور وارد کند و مشکلات اقتصادی و فشارهای کاهنده قیمت در چین را تشدید کند.

پکن احتمالاً تلاش خواهد کرد با هدف گرفتن چند کشور یا صنعت خاص، اتحاد اروپا را از بین ببرد. به همین دلیل، کمیسیون اروپا در حال طراحی سازوکاری برای حمایت از کشورها و بخش‌هایی است که بیشترین فشار تلافی‌جویانه چین را تحمل می‌کنند.

آمریکا؛ شریک ضروری اما نامطمئن

تغییر رویکرد اروپا به معنای کنار گذاشتن تجارت جهانی نیست. اتحادیه اروپا همچنان در حال گسترش روابط تجاری با کشورهایی مانند استرالیا، هند و اعضای بازار مشترک آمریکای جنوبی است. آنچه تغییر کرده، این باور قدیمی است که اروپا می‌تواند با باز نگه داشتن یک‌جانبه بازار خود، با سرمایه‌داری دولتی چین رقابت کند. در این زمینه، مواضع اروپا و آمریکا به یکدیگر نزدیک شده و فرصت بزرگی برای همکاری دو سوی اقیانوس اطلس به وجود آمده است.

آمریکا برای مقابله با برنامه چین در جهت تسلط بر تولید جهانی، به مقیاس اقتصادی متحدان نیاز دارد و اروپا بخش ضروری این ائتلاف است. در برخی صنایع مانند مواد شیمیایی تخصصی و مواد واسطه‌ای پلیمری، شرکت‌های اروپایی تنها جایگزین تولیدکنندگان چینی هستند. تضعیف این صنایع در اروپا، آمریکا را نیز وابسته‌تر به چین خواهد کرد. مشارکت واشنگتن، قدرت اروپا را افزایش می‌دهد و با کاهش خطر جنگ تجاری میان آمریکا و اروپا، به بروکسل اجازه می‌دهد با جسارت بیشتری در برابر پکن اقدام کند.

با این حال، ترامپ بارها برخلاف این منافع رفتار کرده و به جای تمرکز بر چین، متحدان اروپایی را هدف قرار داده است. اگر آمریکا بخواهد در بلندمدت توان مقابله با قدرت صنعتی چین را حفظ کند، باید این مسیر را تغییر دهد.

اروپا دیگر زمانی برای تعلل ندارد

بروکسل نمی‌تواند منتظر تغییر موضع واشنگتن بماند. ادامه وضعیت موجود دیگر ممکن نیست و چین نیز ظاهراً تصور می‌کند اروپا در نهایت عقب‌نشینی خواهد کرد. به همین دلیل، پکن امتیاز جدی برای رفع نگرانی‌های اروپایی ارائه نمی‌دهد. اگر اروپا بدون آمادگی و هماهنگی وارد جنگ تجاری شود، احتمال شکست آن وجود دارد. چین می‌تواند در واکنش به تعرفه‌ها، صادرات مواد و نهاده‌های حیاتی را محدود کند و صنایع اروپا را تحت فشار قرار دهد.

در چنین شرایطی، افزایش هزینه‌های اقتصادی ممکن است رأی‌دهندگان اروپایی را به فشار بر دولت‌های خود برای عقب‌نشینی وادار کند. این نتیجه، جریان‌هایی را تقویت خواهد کرد که معتقدند اروپا باید نظم چین‌محور را بپذیرد.

اما شکست اجتناب‌ناپذیر نیست. خطر ورود به یک رویارویی تجاری جدی است، اما خطر بزرگ‌تر آن است که اروپا بدون مقاومت اجازه دهد پایه صنعتی ارزشمند خود به تدریج از بین برود.

زمان برای اقدام محدود است، اما اروپا همچنان می‌تواند با ایجاد اتحاد داخلی، همکاری با شرکای خارجی، آماده شدن برای مقابله به مثل و اجرای هم‌زمان اصلاحات داخلی، از ظرفیت صنعتی خود دفاع کند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا